جلسه ۱۱۱
9روایت دوم باز همین روایت معاویة بن عمار است این طور نیست که دوباره نقل کرده باشد یک روایت است روایت یکی است چون صفوان بن یحیی در این جا از معاویة بن عمار نقل میکند سند همان است بعد از صفوان مسئله به ابن ابی عمیر میرسد، محمد بن ابی عمیر از بزرگان اصحاب و از فقهای نمره یک صادقَین بوده است روایاتی که ابن ابی عمیر است از این روایات نگذرید؛ یعنی در هر جا دیدید (در فقه) که پای محمد ابن ابی عمیر در سند است خلاصه از آن نمیشود گذشت گرچه بعد از محمد بن ابی عمیر هم سند ذکر نشده باشد بعد از آن باید ببینید آن کسانی که از محمد بن ابی عمیر نقل کردند چه کسانی هستند ممکن است شخصی دروغ بگوید از جلالت شأن محمد بن ابی عمیر سوء استفاده بکنند.
تلمیذ:................؟
استاد: بله در همین قضایایی که از بعضی نقل کردند بعضی از آقایان تلفن کردند به دفتر ایشان گفتند نه یک همچنین مسئلهای نبوده خب حالا اگر این بنده خدا مرده بود، فوت کرده بود تکلیف چیست؟ هیچ شاهدی نیست و ماستمالی میکردیم و میرود پی کارش دیگر هیچ خبری نیست. یا این که فرض کنید در آن طرف قضیه از بعضی از افراد، صلحا، شنیده میشود که مثلا راجع به کی چه گفته، راجع به مرده نمیشود که از دنیا رفته حالا قبلش گفتی یا نگفتی، خب کی به کی است، بابا ولش کن بزن برو، ولی اگر زنده باشد میگوید من کی گفتم؟ من به روح آباء و اجدادم خندیدم اگر بیایم یک همچنین تعریفی از کسی بکنم! آن هم این آدم! ولی حالا که فوت کرده، نه آقا ما رفتیم پیش آقای فلانی نشستیم و ایشان راجع به فلان کس این را گفتند! خب برو مرده را پیدا کن که این بگوید گفتم یا نگفتم! و بعد چه ترتیب اثرهایی بر این مسئله داده میشود. خیلی ما باید مواظب باشیم.

