اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۱

0
فقه

احرام از محاذات میقات - نظریه مختار استاد (2) - نکته‌ها و گفته‌های استاد - 08-05-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۱۱

7
  • اگر دیدیم راوی گفت که حضرت به من این طور گفتند ولی نگفت من چه گفتم، این معلوم می‌شود خیلی دقت در ضبط مطالب ندارد، اما اگر راوی گفت من از امام این سوال را کردم و امام این پاسخ را داد این معلوم می‌شود که نسبت به ادای مطلب کما هو هو و انتقال مطلب و قرار دادن مخاطب را در فضایی که خودش بوده فرد مطمئنی است. مثلا فرض کنید که کسی می‌گوید که آمدم پیش امام علیه‌السلام در حالتی که امام لیوان آب دستشان بود جرعۀ اول را خوردند و بعد رو کردند به من...، ببینید همه قرائن را بیان می‌کند تا این که کاملا فضا را تبیین کند این خیلی مسئله، مسلئه مهمی است. 

  • من یک وقتی یک مطلبی را از مرحوم آقا با واسطه شنیدم که ایشان این مطلب را گفتند من خیلی برایم عجیب بود بالاخره ما از ایشان یک شناختی داریم این مطلب با شناخت ما جور درنمی‌آمد، یا ما باید تمام اطلاعاتمان را از ایشان پاک کنیم! یا این که برای این مسئله کاری باید کاری بکنیم، تا این که من پیگیری کردم که این قضیه چیست، دیدم اصلا صحت نداشته است یک مسئله‌ای مطرح شده و بعد ایشان یک عکس العملی نشان داده‌اند از این عکس‌العمل، آن شخص برداشتی کرده و بعد آمده نقل کرده بر این که ایشان گفته‌اند! ببینید چه بود و چه شد، یک مسئله نقل شده آن هم بر اساس یک برداشتی...، برای ما با ایشان صدها مورد پیش می‌آمد نظیر این قضیه، ولی نه یک همچنین برداشتی می‌کنیم و نه برداشتمان را به دیگران منتقل می‌کنیم شما ببینید چقدر مسئله مهمی‌ است. این جا است که انسان دیگر نمی‌تواند اعتماد کند، پریروز که من گفتم نمی‌شود انسان اعتماد کند به هر حرفی به خاطر همین است. می‌گویم اصلا ایشان در این قضیه لبشان را باز نکردند که بگویند بله، نه، آره، این، آن...، هیچی فقط همین، فرض کنید که یک خنده‌ای کرده بودند، تبسمی کرده بود، حالا کجای این خنده بله بود؟ کجایش نخیر بود؟ کجایش نفی بود؟ کجایش اثبات بود؟ بعد نقل شود بر این که ما یک همچنین مسئله‌ای را از ایشان شنیدیم و آن وقت بر این اساس اعتقادات سایر افراد بار می‌شود، دردسر این جا است، این خیلی عجیب است که یک نفر سی سال بیاید افکار و رفتار و کردار خودش را بر اساس این عکس العمل بنا کند بعد آخرش بفهمد کشک بوده است چه حالی به او دست می‌دهد؟ اصلا بفهمد کشک بوده است سی سال بر اساس یک عمل کشک آمده و کارش را و رفتارش را انجام داده است، عمر دوباره که به دست نمی‌آوری، کی می‌خواهی به این مسئله برسی؟ لذا این مسئلۀ بسیار مهم است.