جلسه ۱۱۱
8خب معاویة بن عمار این گونه بوده امام علیهالسلام میفرماید: من تمام الحج و العمره در کافی تتمهای برای این ذکر شده است لاتجاوزها الا و انت محرم از این موارد عبور نکن مگر... حضرت که نگفتند اگر اهل آن جا بودی لاتجاوزها، یا لاتجاوزها من باب اخبار حتی اخبارش شدیدتر و قویتر است حضرت میفرمایند: مواقیتی که وقتها رسول اللَه این است لاتجاوزها و انت محرم آیا دلیل صریح بر این نداریم که غیر از این میقات نیست؟ یعنی اگر حضرت میخواست یک همچنین معنایی را ادا کند با چه عبارتی میگفت؟ بهتر از این عبارت میتوانست پیدا کند؟ لاتجاوزها الا و انت محرم تجاوز نکن از اینها مگر این که در حال احرام باشی، فانه وقّت لاهل العراق و لم یکن یومئذ عراق، خب ببیند حضرت میفرماید قبل از این که عراقی متولد شود حضرت برای اهل عراق، میقات گذاشته است؛ یعنی حضرت پیغمبر برای آیندگانی که الان نیستند میقات گذاشته است. محاذات میقات کجا بود این وسط؟ آنهایی که الان هم هستند منتهی راهشان از این جا نیست چطور برای اینها میقات نگذاشته است اما برای آنهایی که نیستند میقات گذاشت؟ همان وادی العقیق در یک روایت دیگر داریم حالا بعدش میگوییم و وقت لاهل النجد؛ وادی العقیق و ما انجدت یعنی هنوز نجدی در کار نبوده است، هنوز نجدی به وجود نیامده ولی حضرت در این جا برای اینها میقات تعیین کردند پس بنابراین آن افرادی که بعدا میآیند و آنها از محاذات با میقات رد میشوند و از خود مواقیت رد نمیشوند چرا حضرت تکلیف آنها را تعیین نکرد؟ چطور تکلیف آنهایی که مربوط به عراق بودند تعیین کرد مگر خونشان قرمزتر است؟ و چرا در لسان پیغمبر نداریم برای افرادی که در آینده میآیند و از خود میقات هم رد نمیشوند، از مدینه رد نمیشوند، فاصل بین مدینه و جحفه را میآیند و میروند آنها چکار کنند؟ از جدّه وارد میشوند از قسمت پایین میآیند از قسمت جنوب فرض کنید که وارد میشوند این پنج میقات که با اینها جور درنمیآید، مصادف با اینها نیست، خب اینها چکار کنند؟ این برای انسان چه فکری به وجود میآورد؟ فقیه با خودش فکر میکند که پس امام صادق علیهالسلام میخواهد این را بفرماید که رسول خدا وقتی داشت میقات تعیین میکرد هم فکر حالاییها بود هم فکر بعدیها، فکر هر دو بود در حالی که اسمی هم نیاورد، اسمی از محاذات با میقات نیاورده است، این آن نکتهای است که باید به آن توجه شود. ببینید در این جا این روایت بسیار روایت صریحی است در این مسئله خب بعد آن وقت حضرت توضیح میدهند وقت لاهل یمن فلان تا میرسند به آخر و من کان منزله خلف هذه المواقیت مما یلی مکه فوقته منزله، بعد از اینها باشد میقاتش منزل است خب این یک روایت.

