جلسه ۱۱۱
6روایاتی که دربارۀ میقات است همان طوری که روز گذشته خدمت رفقا عرض کردم ما باید اینها را دسته بندی کنیم تا بتوانیم به آن مراد امام علیهالسلام برسیم و اختلاف در موارد و موضوعات سؤالهای مختلف برای ما شک و شبههای ایجاد نکند نسبت به آن مسئلهای که میبینیم. در دسته بندی بعضی از روایات اطلاق دارند؛ یعنی به طور کلی نه تنها اطلاق دارند بلکه استفادۀ عموم هم میتوانیم از آنها بکنیم نسبت به اصل خود میقات مثلا فرض کنید که در مورد تعیین مواقیتی که یجب الاحرام منها در این جا این روایات خیلی به درد میخورد و میتوانیم بگویم این چند تا یکی روایت معاویة بن عمار که به طرق مختلف نقل شده است و همین طور روایت علی بن جعفر اینها اصول و پایههای تفکر ما را در کیفیت احکام راجع به میقات میتوانند بیان کنند و بعد بر این اساس ما سایر روایات را میتوانیم توجیه کنیم و نسبت به آنها توضیح دهیم گرچه تقلید و اینها در آن جا خیلی معنا ندارد عرض کردم که در این جا دست ما خیلی بیشتر باز است.
روایاتی که به طور مطلق نقل شده است روایت معاویة بن عمار است که سندش حرف ندارد قال ابی عبداللَه علیه السلام که میفرماید مَن تمام الحج و العمره ان یحرم من المواقیت التی وقتها رسول اللَه خب این مَن تمام الحج و العمره نسبت به افرادی که اهل همان جا هستند نیست. معاویة بن عمار چه سوال کرد؟ در این جا نیست خب ما هم نمیدانیم چه سوال کرده و این خودش یک نکته است و میتوانیم بگوییم اصلا سوال نکرده و خود حضرت مرتجلا این مطلب را بیان کردند: مَن تمام الحج و العمره...؛ حضرت در مجلسی بودند و احکام حج را بیان میکردند در ضمن فرمودهاند مَن تمام الحج و العمره.... و این مسئله نزدیکتر است، چون معاویة بن عمار آدم فقیهی بوده معمولا فقیه و آدم به اصطلاح اهل نظر و اهل فهم در ابلاغ مطلب رعایت موارد نقص و خلل را میکند و ما از این نقطه نظر میتوانیم به میزان فهم رواة پی ببریم.

