جلسه ۱۱۱
4دو مطلب در این جا هست مطلب اول که مسئلۀ مهمی است این است که خود حضور تو در این جا باعث شده است که این کار خلاف آنها استمرار پیدا کند یعنی مردم چشمشان بیفتد به امثال شما. چه اصراری این حکّام و خلفا داشتند برای این که ائمه را به مجالسشان ببرند بخاطر همین! وقتی امام سجاد علیه السلام بلند شود فرض کنید که در دربار عبدالملک مروان برود و بیاید میگویند بَه بَه امام شیعیان و اولاد پیغمبر را ببین دارد میآید دیگر خودشان دارند میروند... چیزهایی است که داریم میبینیم، زمان یکی است، چه تفاوتی میکند؟ این که حتما باید امام سجاد برود در دستگاه عبدالملک و نامه میدهند پیغام میفرستند آقا تشریف بیاورید به دربار عبدالملک حتما باید بیایید پول میفرستند، دینار میفرستند، حضرت میگویند نه! نه! نه! بعد تا جایی که تهدید میکنند آقا اگر نیایید خلاصه یک جوری قضیه مختوم به جان شما خواهد شد، آن وقت حضرت بلند میشود برای تقیه میرود. تا جایی که میتواند نمیرود.
عجیب است، عجیب است که چطور همیشه یک روش است، یک مرام است، همیشه یک روش و مرام در طول ادوار بوده است، همیشه بوده است، طرف نمیخواهد برود، خب نمیخواهد برود ولش کن چکارش داری؟ خب برای چه؟ این حرفها چیست؟ اینها به خاطر همین است.
خیانت دومی که در این جا هست این است که این رفتن او باعث میشود که مردم دیگر فساد آنها را نبینند، مردم نگاه میکنند اِ این امام سجاد است حالا دو نفر هم خلاف میکنند مگر دو تا خلافکار این همه هست، مهم را نگاه کن! امام سجاد است، رئیس شیعیان است، پسر پیغمبر است، این دارد میرود سر سفرۀ عبدالملک آن وقت میروند زبان زبان به هم نقل میکنند که نشستیم و دیدیم امام دارد با عبدالملک میخندد، دارند با هم صحبت میکنند قضایا پخش میشود در میان مردم، عین سوپاپ آن خلافی که مردم در جای دیگر میبینند میآید پایین. این خیانتی که این افراد میکنند به دین و ملت دو برابر خیانتی است که یک ظالم میکند، ظالم میرود ظلمش را میکند، همه میدانند که ظالم میچاپد، میچاپد و میخندند خب وقتی میدانند این باعث میشود اقدام شود ولی یکدفعه نگاه میکنند یک آدم وجیه الملة و یک آدم ظاهر الصلاح، یک آدم متجاهر به صلاحی این هم فرض کنید که هست، آن یکی هم که آدم خوبی است آن هم دارد میآید خب یکدفعه این تصور و این آگاهی بر ظلم رنگ خودش را از دست میدهد آگاهی بر جور آن صلابت خودش را از دست میدهد. وقتی سوپاپ دیگ زودپز را میکشید یکدفعه اول بخار چنان میزند بالا... بعد از این که فشار بخار کم شد سوپاپ میافتد، حالا شما میتوانید در دیگ را باز کنید، هر رفیقی را دعوت کردید بگویید بسم اللَه تشریف بیاور.... اینها هم همین است مثل سوپاپ است، این کارها سوپاپ است.

