اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۰

0
فقه

احرام از محاذات میقات - نظریه مختار استاد (1) - 06-05-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۱۰

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • در مورد میقات و محاذی با میقات عرض شد که چنانچه در ادله‌ای که طرفین موافقین و مؤیّدین کفایت محاذاة با میقات ذکر کردند مثل مرحوم والد رضوان اللَه علیه همان طوری که در این ادله تأمل است، نسبت به نافین کفایت احرام از محاذاة میقات هم این مسئله موجود است یعنی نافین از روایاتی که تعیین مواقیت خاصه را می‌کند خواستند استفاده کنند برای نفی جواز محاذاة میقات لغیر هذه الامکنه. 

  • طبعا دلیلی که می‌توان نسبت به این مسئله اقامه کرد همان عدم صراحت در روایت است برای غیر اهل یعنی مواقیت الّتی وقتها رسول اللَه داریم و لایجوز لاحد ان یمرّ إلا ان یُحرِم لاهلهاً است که أن یُحرم دون المیقات نسبت به این مسئله ما می‌بینیم که روایات در این مورد روایاتی که دلالت بکنند برای این که میقات برای همۀ افراد است هم لاهلها و هم لغیر اهلها این مسئله به طور صراحت نیست بله یک ایمائی به این مسئله دارد، تلمیحی به این مسئله هست اما این که به طور تصریح باشد نیست که ما بخواهیم این صراحت را بر عمومات فرض کنید که جواز احرام یا به اصطلاح به مقتضای اصل برائت بخواهید غلبه بدهید و آن مورد خاص را استثنا بزنید که مسئله مربوط می‌شود به مدینه و افرادی که در مدینه اقام بها شهرا ثم نوی ان یخرج من المیقات من غیر طریق ذی‌الحلیفه حضرت می‌فرمایند که باید ستة امیال از مدینه خارج شود و بعد به اصطلاح وقتی که محاذاة قرار گرفت آن احرام را ببندد این مسئله مشخص است که همچنین تصریحی در این جا وجود ندارد که موجب تخصیص شود.

  • بله هست که میقات برای مثلا افرادی است که از آن میقات عبور می‌کنند این مواقیت وقّتها رسول اللَه که ما در این زمینه این مسئله را گفتیم البته انشاءاللَه در بحث فردا دقیقا به بعضی از روایاتی که می‌توانیم استناد کنیم هست مثلا فرض کنید که یکی از آن روایاتی که قابل استناد است برای نافین مطلب، روایت عبداللَه بن جعفر حمیری است که می‌فرماید روایت سند عن علی بن جعفر است عن اخیه موسی بن جعفر قال سئلته عن رجل ترک الاحرام این «سئلته عن رجل ترک الاحرام»، ندارد که کی و چه شخصی و اهل کجا، به طور مطلق ذکر کرده است حتی انتهی الی الحرم کیف یصنع حضرت می‌فرمایند که یرجع الی میقات اهل بلاده به میقات خودش باید برگردد الذی یُحرمون منه فیحرم در این جا دارد که از این میقات در این جا نمی‌تواند جای دیگری برود یعنی نمی‌تواند برود از جای دیگر احرام ببندد حضرت در این جا می‌توانند بگویند محاذاة با میقات هم می‌تواند احرام ببندد دیگر چرا بیاید بگوید که این همه راه را رفته است، تعمداً هم که نرفته است سهوا رفته است هیچ آدمی ‌نمی‌آ‌ید تعمدا یک عمل خلافی را انجام بدهد بعد هم بلند شود بیاید سوال کند که چه کنم معلوم است که اشتباه کرده است نتوانسته متوجه نشده است خیال کرده که تا حرم می‌رسد می‌تواند احرام ببندد تا آن جا مجاز است راحت باشد مثلا حالا چند روزی همین طور در حال احرام و مضیقۀ احرام نباشد خب این که می‌آید سوال می‌کند حضرت می‌فرماید برگردد به خود میقات، در حالتی که در برگشت به خود میقات محاذاة هم هست محاذاة با میقات هم وجود دارد و این دلیل بر این می‌شود که خود میقات در این جا به اصطلاح مورد نظر است و نه این که از هر جا که شد می‌تواند شخص احرام ببندد از هر جا که برایش مقدور است یا حضرت ممکن بود بفرمایند که یرجع الی احد المواقیت میقات، میقات است دیگر میقات است دیگر تفاوت نمی‌کند.