جلسه ۱۱۰
7بنده خودم بارها و بارها از رفقا شنیدم چیزی که به من نقل کردند سه جور گفتم بابا تو که این را هفتۀ پیش این جوری گفتی این که نمیآید بنویسید علت این که مینویسند قیّدوا العلم بالکتابة معنایش همین است تا یک چیزی به گوشتان میرسد همان موقع بنویسید نگذارید مرور زمان و فراموشی آن را عوض کند بنده میگویم بارها این مسئله را شنیدم که افراد در گذشت زمان مطالب را به طور مختلف نقل میکنند خود من یک مسئله را ممکن است مختلف نقل کنم ولی ممکن است در جایی سانسور کنم ولی نه این که خلاف نقل کنم یک جایش یک جا دو تکه را میگویم یک جا همه را میگویم دلیل ندارد انسان یک مطلب را همه را بگویم مثلا یک جا از مرحوم آقا مطلبی نقل میکنم ممکن است در یک جا یک سوم قضیه را بیاندازم دو سوم آن را میگویم کم کم بقیه را موقع مقتضی وقتی که مثلا مناسب باشد. اکنون نمیشود صلاح نیست شرایط وفق نمیدهد و آنها هم با ما این طور بودندعلما هم این طور بودند بالاخره هر چیزی جای خاص خودش را دارد و مسألۀ عجیبی یعنی خیلی واقعا عجیبی است اینکه میگوید این که نباید سرّ و راز را انسان به هر کسی بگوید که افراد تحمل ندارند واقعا معنایش این است الان ما چیزهایی را میبینیم چیزهایی را مشاهده میکنیم از بعضی از آثار ایشان که تحملش برای افراد چون مشکل است به طور کلی انکار اصل قضیه را میکنند کی انکار میکند آقایی که خودش را مجتهد میداند آقایی که خودش را شخص فهیم نسبت به مبانی میداند یعنی انسان در یک وادی قرار میگیرد چون نمیتواند خود را از آن وادی بیرون بیاورد به لحاظ ملاحظات دنیوی خودش، مجبور است که پایۀ مبانی را بزند. ایشان این مسئلۀ و مطلب را فرض کنید که در جایی آوردند اگر به اطفال پیش دبستانی و مهدکودک نشان بدهی میفهمند منظور این نویسنده چیست ولی این آقا میگوید نخیر اصلا منظور ایشان این نبوده!! چه کسی گفته است؟ کسانی دیگر منظور مطلق است. اصلا مصداق ذکر نکرده است بله مصداق که ذکر نکرده است این این قبول داریم این قدر دیگر قضیه واضح و روشن است. بله، گفت:

