جلسه ۱۱۰
4دوم پاسخی را که امام علیه السلام میدهد از کجا شخص راوی عینا و دقیقا بیان کرده است؟ حالا با اصل عدم خطا و امثال ذلک یک چیزهایی با این اصل میآییم میچسبانیم ولی واقع قضیه این نیست که هر کسی پیش امام میرفته قلم و کاغذ دستش بوده است و مثل ما که همیشه در جیبمان یک کاغذ است و قلم هم سعی میکنیم باشد که هر وقت یک نکتهای چیزی به دست میآوریم همان موقع بنویسیم و ثبت کنیم این طور که اینها نبودند اینها میآمدند مسئله میپرسیدند دیگر دنبال این نبودند که بیایند سوال امام را بردارند به بقیه منتقل کنند بعد میرفتند در خانه این قضیه را نقل میکردند این هم برای آن نقل میکردند حالا یکی دنگش میگرفت که بنویسد این واسطههایی که در این جا نقل شده است چه بسا دخل و تصرفاتی در این الفاظ به وجود آمده است مرحوم آقا به بنده میفرمودند من در مشهد یک حرفی را میزنم تا به قم میرسد میشود صد و هشتاد درجه عوض میشود، به خود بنده میگفتند، این برای خود بنده دهها و صدها مورد اتفاق افتاده است که یک حرفی را به یکی از دوستان زدم بعد که دوباره چرخیده به گوش خودم رسیده صد و هشتاد درجه فرق دارد من کی یک همچنین حرفی زدم؟ من به ارواح همۀ اول و آخر فاتحه میخوانیم اگر یک همچنین قضیه را من گفته باشم. یک واو عوض شود یک واو عوض شود آن فاء را عوض میکند آن سومی یک «ثمّ» را میگذارد رویش بقیه... یکدفعه میبینی اصلا یک دیگری درآمد آن چه گفته و این چیز دیگری را شنیده است.
یک وقت یک کسی از من سوالی کرد دو نفر بودند من گفتم من در این مسئله سکوت میکنم آن طرف دیگر رفته بود این را گفته بود که من به این قضیه کاری ندارم آقا چی؟ من گفتم من در این قضیه سکوت میکنم این یک معنا دارد من به این قضیه کاری ندارم یک معنا و بار منفی دارد. کی من به شما گفتم کاری ندارم که رفتی این را این جوری نقل کردی؟ آدم حرف هم نمیتواند بزند آدم حرف هم دیگر نمیتواند بزند من گفتم سکوت میکنم تو برو همین را بگو کاری ندارم که من نگفتم حالا این کم کم آن است بعد دیگر دیگر همین طور به آن اضافه میشود علی کل حال این مسئله خیلی زیاد است این را که من عرض کردم مسئلۀ خیلی مهمیاست که هم خودمان در مسائل علمیو فنّی این مسئله را متوجه باشیم و بدانیم هر چیزی که در روایت است این را نمیشود قبول کرد باید اگر مستفیض است یا تواتر است این مطلبی است که قابل توجه است.

