اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۰

0
فقه

احرام از محاذات میقات - نظریه مختار استاد (1) - 06-05-1432

جلسه ۱۱۰

9
  • در خیلی از موارد داریم من می‌گویم که اصلا این تعبیر که شیخ حر کرده اصلا چه ربطی دارد به قضیه؟ اصلا این روایت در یک فضای دیگر این یک تعبیر دیگر است فرض کنید که در همین جا ایشان می‌فرمایند که این مربوط به حج صبیان است ما گفتیم فرض کنید که روایتی که روایت علی بن جعفر از امام است عن اخیه است که از امام صادق علیه السلام است حضرت می‌فرماید سئلته عن رجل ترک الاحرام حتی انتهی الی الحرم بعد می‌فرماید و یدل علی ذلک فی حج الصبیان این اصلا نشان می‌دهد که مطلب تفاوت می‌کند با آن چه را که باید به آن توجه کرد نمی‌شود خیلی به این تعبیرات تکیه و اعتماد کرد یا مثلا فرض کنیدکه در بعضی از تأویلاتی که شیخ صدوق تأویل کرده نسبت به چیزهای می‌بینیم که اصلا، جای تأویل نیست در خیلی ازاین تأویلها در خیلی از این توجهیات انسان اصلا به خلاف می‌رسد غلط است این تأویل که شما در این جا آ‌وردید روی چه حسابی چرا نمی‌آ‌یی با این روایت آن روایت را مقیّد کنید چرا می‌آیید تقیید می‌کنید این را به یک قیدی که «لا یلزم به صاحبه» باشد یا مثلا به یک تأویلات خیلی بعیده خود انسان می‌رود در این فضا قرار می‌گیرد و این کار را حتما انجام بدهید که در اختلاف در مطالبی که نقل می‌شود از فقهاء مخصوصا من می‌خواستم در این قضیه بگذرم بعد بروم سراغ چیز بعد دیدم که نه چون مسئله پای اجرای اصول عملیه به اصطلاح در میان است گفتم که حالا که این طور است پس ما هم دیگر وارد گود شویم آستینها را بزنیم بالا و برویم به جنگ شبهات یعنی وقتی جریان اصل و اینها پیش می‌‌آید انسان دیگر نمی‌تواند کوتاه بیاید در این قضیه شما صاف دیگر در آن جا می‌بیند اصلا در این جا اجرای اصل در این جا جایز هست یا جایز نیست این یکی از آن مواردش است که فرض کنید که همین طوری بگوییم که مقتضای اصل الا ما خرج بالدلیل! بابا این مال آن جایی است که دلیل نیست زبان ما مو درآورده است این مال آن جایی است که دلیل نیست نه این که صرفا همین طوری بگوییم که مقتضای اصل این است فرض کن که جواز احرام این است شما اصلا نمی‌توانید اصل جاری کنید یعنی نباید در مخیّلۀ شما بیاورید در این که آیا مورد مورد جریان اصل است یا نه در جایی که صریحا از امام فرض کنیدکه از امام راجع به آن مسئله حکم می‌شنوید این مال آن جا است بله اگر نسبت به مورد از امام تصریح نبود آن وقت می‌رفتیم سراغ عمومات، سراغ اصل حالا یا اصول لفظیه یا اصول عملیه حالا ما باید در اینجا این را نگاه کنیم آن را که عرض کردم خدمت شما که گفتم بعدا خواهم گفت چند روز پیش جلسۀ‌قبل پیش آن این مسئله است که آیا ما در این روایات باب ادله‌ای که تصریح بر تعیین مواقیت است لکل احد است داریم یا نداریم اگر داشته باشیم دیگر کجا می‌توانیم اصل جاری کنیم؟ کجا داریم همچنین چیزی که رجماً بالغیب اصل جاری کنیم موافق با اصل است! اصل چیست؟ آن، جایی است که انسان دلیلی نداشته باشد این مسئله را البته خود ما هم توضیح در این قضیه می‌دهیم ولی برای این که خود رفقا بهتر بتوانند به مطلب برسند حتما باید این کار را انجام بدهندتا این که آن نقاط ضعف و قوتی که در صحبتهای بنده نسبت به تلفیق بین آراء یا تفرقه است آن بهتر بتواند جایگاه خودش را باز کند.