جلسه ۱۱۰
3در مقابل این مربوط به خوف وقت است عبداللَه بن سنان قال سئلت اباعبداللَه علیه السلام عن رجل مرّ علی الوقت الذی یحرم الناس منه فنسی او جهل فلم یحرم حتی اتی مکّهَ فخاف اِن رجع الی الوقت ان یفوته الحج فقال یخرج من الحرم و یحرم این همان دلالت بر ادنی الحل میکند در صورتی که خوف وقت است و در صورت عدم خوف وقت باید برگردد این هیچ دلیلی بر این مسئله نیست
یا در این روایت ابوالصباح کنانی قال سئلت اباعبداللَه علیه السلام عن رجل جَهِل ان یحرم حتی دخل المکّة کیف یَصنع؟ قال یخرج من الحرم ثم یُحلّ بالحج مثل همین مطلب است که البته این جا ما میتوانیم در این جا یک استبصاری کنیم که هنوز حالا وقتش نیامده یعنی فرصت برای رسیدن به این مسئله که در مورد تفاوت در مورد نسیان و جهل و در عمد در صورت خوف از فوت یا عدم خوف از فوت و یا در صورت مشقت و ضیق و وجود مرض و اینها چه خصوصیات و تفاوتهایی در این جا وجود دارد اینها را میآییم خدمتتان عرض میکنیم.
یک مطلبی را من الان عرض کنم من خیال میکنم این مسئله را خدمت شما گفتم ولی بخصوص در این قضیه شما حتما بروید و این کار را انجام بدهید ببینید روایاتی که ما داریم مختلف است یعنی یک کاری است که مجتهد و مستنبط قطعا باید این را انجام بدهد برای تسهیل در رسیدن به مطلب تسهیل و تسریع برای این باید این مطلب انجام شود واین دیگر همیشه دَیدَن شما باشد روایاتی که الان از امام علیه السلام به دست ما رسیده است خود ما که در آن جا حضور نداشتیم راوی این روایت آمده سؤال کرده مطلبی آمده پرسیده و حضرت به مقتضای سؤالی که خود او کرده پاسخش را میدهند دأب ائمه هیچ وقت بر این نبوده که در سؤالی که میشود رعایت مسائل دیگر و جهات دیگر هم در آن سوال شود گاهی اوقات صلاح میدیدند یک قدری دایرۀ پاسخ را وسیعتر میکردند از آن سوالی که مطرح شده و این یک قضیهای است که برای ما مشکل ایجاد کرده است یعنی برای یک مجتهد وقتی که میخواهد مراجعه کند به کلام امام علیه السلام با توجه به فروع مختلفی که در ذهن دارد و با توجه به شقوق مختلفی که میتواند مسئله پیدا کند، دچار اشکال میشود اگر امام باشد، از امام میپرسد مثلا فرض کنید گاهی اوقات میآیند از انسان سوال میکنند انسان یک چیزی میگوید آنها هم فرض کنید که یک حرفی میزند سوالی میکنند انسان مطابق با او جواب میدهد بعد شروع میکند همان را به شکل دیگر آدم میبیند مسئله فرق کرد یک جواب میدهد بعد شروع میکند یکی آمده بود از من پرسیده بود یک قضیه حدود ده دوازده مورد این آمد تفریع فروع کرد که هر کدام از اینها متفاوت بود بعضی نقاط مشترک داشت بعضی نداشت خلاصه قضیه این است که آن راوی که وقتی میآید سوال میکند این جا است که من میگویم انسان باید به همۀ جوانب اطلاع داشته باشد و فضایی که امام در آن فضا دارد صحبت میکند مطلّع باشد این راوی که میآید که الان مسئله را سؤال میکند البته من این را هم از مرحوم آقا یک وقت یادم است الان یادم آمد که شنیدم مرحوم آقاشیخ حسین حلّی رحمت اللَه علیه ایشان هم توصیه به این کرده بود همین الان اتفاقا یادم آمد عجیب است غافل بودم از این قضیه که ایشان یک همچنین مطلبی رفته بودند در منزل ایشان به اصطلاح روز جمعه بوده مثل این که نشسته بودند دیدند که ایشان دارند روایت میخوانند گفتند که آقاسیدمحمدحسین من دارم درس فردا را دارم دسته بندی میکنم تا این که هیچ کدام از این موارد جایش با دیگری تغییر نکند مرحوم آقاشیخ که خیلی مرد متضلّعی بوده و خیلی در تشقیق شقوق و فروع دین قوی بوده است و استاد ما مرحوم آیت اللَه حائری هم یک همچنین مسئلهای را از ایشان به یاد دارم که خیلی در این قضیه به گردن خود ما حق داشت که در چند سالی که پیش ایشان بودم واقعا خیلی از ایشان ا ستفاده کردم و در این نقطه و در این قضیه نسبت به بقیّه ایشان امتیازاتی داشتند این مطلب مسئلهای هست که طبعا یک مجتهد در قبال این قضیه میماند که چه کند و مسائل مختلفی پیش میآید در سایر جاها نگاه میکند میبیند که نسبت به جهل یا نسیان تفاوتهایی هم قائل شدند در بعضی جاها میبیند که دربارۀ حرج و امثال ذلک استثناهایی وجود دارد و امثال ذلک در این مورد هم میبیند که این مورد هم جزو همان موارد هست یا نیست این یک مطلب.

