جلسه ۱۱۰
2همان طوری که سائل شخص را به طور مطلق ذکر کرده است پاسخ حضرت میتواند مطلق باشد یرجع الی میقات من المواقیت فیحرم منه خب چرا حضرت میفرمایند یرجع الی میقات اهل بلده از همان جا بایستی که احرام ببندد؟ منظور ما نسبت به خصوص این مسئله نمیخواهیم بگوییم که این مسئله در اینجا تصریح بر این است که کسی از جای دیگر نمیتواند ولی حداقل دلالت بر این دارد که محاذاة با میقات نمیشود نسبت به این مسئله که تصریح است یعنی در این جا به اصطلاح انتزاع مفهوم میشود کسی که داخل در حرم شده است چند تا محاذاة با میقات را رد کرده است ولی حضرت میفرمایند که هیچ کدام اینها کفایت نمیکند باید برگردد در ذوالحلیفه یا جحفه وامثالها اهل بلده روایت هم روایت صحیحی است روایت در قرب الاسناد است از عبداللَه جعفر حمیری است از عبداللَه بن اسد و عن جدّه علی بن جعفر عن اخیه موسی بن جعفر
یا مثلا در روایت دیگر داریم سئلته عن رجل ترک الاحرام حتی انتهی الی الحرم فاحرم قبل أن یدخله قال ان کان فعل ذلک جاهلا ... مکانه لیقضی فان ذلک یَجزیه ان شاءاللَه و ان رجع الی میقات الذی یُحرم منه اهلُ بلده فانه افضل البته در این جا روایت تقریبا یک توسعهای داده که اگر جاهل باشد یک ترخیصی داده شده است که به احرام از ادنی الحل است این در این جا برای او مجزی است که مرحوم صاحب وسائل این را در این جا حمل بر حجّ صِبیان کردند ولی اصلاً ارتباطی به حجّ صِبیان ندارد مربوط به تعبیر تعبیری بی حساب است یا میشود حمل شود بر این که سختی در این جا برای او هست ولی در روایات دیگری داریم که مثل روایت موسی بن جعفر که حضرت میفرمایند باید برگردد و حتی حالت تشدید در آن هست.
یک روایت دیگر که روایت محمد بن یعقوب صاحب کافی است از حّماد و حلبی سئلت عن اباعبداللَه عن رجل نسی ان یحرم حتی دخل الحرم قال أبی یخرج الی میقات اهل ارضه باید برگردد همان میقات اهل خودش نمیتواند از جای دیگر محرم شود این هم مربوط به نسیان است فان خشی ان یفوته الحج در این جا احرم من مکا نه اما در صورت توسعه در وقت نمیتواند از همان ادنی الحل و احرام ببندد فان استطاع اَن یَخرج من الحرم فالیخرج ثم فلیحرم.

