اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۹

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (7) - 10-04-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۹

2
  • استاد: نه، ببینید این که فرض کنید که بنابر این مسئله هست که باید برگردد، این به هر دو طرف قضیه می‌تواند ارتباط داشته باشد. اگر ما قائل باشیم بر این که از خود نفس میقات، احرام الزامی‌ است، باید برگردد به میقات، اگر قائل باشیم بر این که محاذاة با میقات هم کفایت می‌کند باید برگردد به محاذاة میقات، فرق نمی‌کند یعنی در این جا به اصطلاح برائت نمی‌تواند جاری کند. اجرای اصل در این جا بسته به خود اتخاذ مبنا است. شما مبنا را در احرام چه قرار دادید؟ اگر مبنا را نفس میقات قرار دادید، شخص ناسیاً یا عامداً اگر از میقات عبور کند به هر نقطه که می‌رسد باید در صورت وقت و در صورت عدم طروّ مانع باید برگردد و از میقات احرام ببندد. 

  • تلمیذ: یا محاذاتش.

  • استاد: نه، این در صورتی است که ما مبنا را خود میقات قرار بدهیم اگر مبنا را کفایت محاذاة قرار بدهیم باز باید برگردد از محاذاة میقات احرام ببندد و این به اصل برائت چه ارتباطی می‌تواند داشته باشد؟ در این جا که اصل برائت جاری می‌کنند می‌گویند: برائت از الزام تکلیف به خود نفس میقات خب در اینجا باید بگوید که شما دلیل دیگری بیاورید، یعنی ممکن است که فرض کنید که شخصی اصل برائت جاری کند ولی در عین حال حکم به الزام رجوع هم بکند، اصل برائت جاری می‌کند به الزام تکلیف به میقات، پس بنابراین اثبات می‌شود کفایت محاذاة، ولی کفایت محاذاة دلالت نمی‌کند در صورتی که ناسی بود و عبور کرد، حالا رفت که رفت، برود از ادنی الحل محرم شود، نه، آن مسئلۀ دیگری است و احتیاج به دلیل دیگری دارد، که آیا در صورت نسیان یا در صورت عمد البته نسیان بیشتر مورد فرض است، آیا الزامی ‌است رجوع به محاذاة میقات یا به خود میقات یا الزامی ‌نیست؟

  • این را روایت می‌گوید که الزامی ‌نیست، حالا مبنای شما هر چه می‌خواهد باشد، باید برگردی محاذاة، آنچه که در این جا مورد نظر است نسبت به ادلۀ قائلین به الزام به خود میقات آنها ادله‌ای اقامه کردند که اشارةً آن ادله مورد بحث قرار گرفت و عرض شد که در ادلۀ آنها تأمل است، یکی از ادلۀ آنها روایاتی است که دلالت بر وجوب احرام از این مواقیت می‌کند «نفس روایات» آن بیانی که ما در آن جا کردیم فرق داشت. صحبتی که هست راجع به خود سوال اشخاص از امام است، راجع به کسانی که از خود مسجد شجره عبور می‌کنند یا از آن مواقیت عبور می‌کنند، ولی صحبت مستدلین به این مسئله، روایاتی بود که روایات تصریح دارد بر این مواقیتی که رسول خدا اینها را توقیت کردند و از نفس این روایات استفادۀ حصر احرام از این مواقیت شده است. در حالتی که این روایات برای کسانی که عبور می‌کنند از میقات، این روایات می‌تواند حجت باشد و دلیل باشد ولی برای کسانی که خارج از این میقات هستند روایات همان طور که گفتیم ساکت است یعنی آن کسی که نافی الزام احرام از مواقیت است می‌تواند بگوید در روایات دلیل بر این که کُلُّ مُحرِمٍ نداریم کل حاجٍّ نداریم کل معتمرٍ نداریم، کل مَن یرید الحج و الاحرام نداریم، لِمَن یَمُرّ داریم، کسی که مرور می‌کند، مرور که می‌کند یعنی وقتی که از این جا مرور می‌کنی باید بروی از این جا احرام ببندی، حالا اگر کسی مرور نکند، این روایات نسبت به او ساکت است. پس مهمترین دلیلی که مثبتین الزام احرام از مواقیت ذکر کرده‌اند، روایاتی است که بیشتر مربوط به امام صادق است المَواقِیت التی وقَّتَها رسولُ اللَه است این مواقیت گرچه می‌توانیم بگوییم که ظهور دارد ـ آنها که نصّ نمی‌گویند، ظهور می‌گویند ـ ظهور دارد نسبت به این مواقیت برای کسی که مرور بکند.