جلسه ۱۰۹
9من در مسجدالحرام بودم و در نماز طواف سورۀ هل اتی را خوانده بودم یکدفعه بنده خدایی بود، اهل علم بود، گفت آقا شما نترسیدی که سورۀ هل اتی را خواندی؟ ممکن است در بعضی از موارد این را بگذارید در نمازهای دیگر بخوانید، صبح بخوانید... باید این جا از عهدۀ صحّة صلاتیه- ح آن را خیلی خوب از مخرج اداء کرد یادم مانده - باید از صحّة صلاتیه نماز فارغ شوید! گفتم مگر من حامله هستم؟ - حالا ما هم یک جوریمان میشود- گفتم آقا شما حامله بودید که فراغت پیدا کردید؟ دردتان نبود؟ آقا بلند شد رفت... گفتم بنده که حامله نبودم که از صحّة صلاتیه فراغت پیدا کنم، یعنی اصلا این نمیفهمد که آقا نماز طواف با نماز غیرطواف فرق نمیکند. واللَه فرق نمیکند!
من یک وقت از مرحوم آقا سوال کردم که انسان باید در نماز واجب حضور قلبش بیشتر باشد؟ گفتند: نماز، نماز است حضور قلب یعنی چه؟ کم و زیاد یعنی چه؟ نماز، نماز است! چه نماز واجب باشد چه مستحب باشد، در هر دو یک تکلیف، یک اتّجاه است، یک تمرکز است، یک وجهه است. منتهی آن واجب الزام است و در این الزام نیست فرقش همین است. مگر شما نماز مستحب را میشود بدون وضو بخوانید؟ نمیشود. میشود پشت به قبله بخوانید؟ نه، نمیشود. مگر در صورتی که فرصت نباشد و وقت نباشد آن وقت یک تسهیلاتی قائل شدهاند، امّا در توجه به نماز این مسائل نیست. اینها همه ناشی از کج فهمی ما است که ما به این مسائل نرسیدهایم.
حالا صحبت و بحث در این جا این است که نسبت به خصوص جریان اصل برائت من حیث المجموع برای ما این احتمال پیدا میشود که آیا این روایاتی که دالّ بر الزام احرام از مواقیت هستند آیا اینها میتوانند مانع از اجرای اصل بشوند؟ با توجه به این احتمالات اینها میگویند نه! احتمال عدم کفایت روایات از الزام، در این جا، احتمال موجّه است وقتی این احتمال شکل پیدا کرد آن وقت در اینجا نوبت به اصل میرسد که در این جا قائل به اصل شدهاند که لمن یمرّ که در این جا میرساند و اگر آن توضیحی را که بنده قبلا نسبت به این مواقیت و کیفیت تشکّل روایات در این زمینه نداده بودم، انصافا دلیل نافین الزام به احرام از مواقیت دلیلشان دلیل بیمبنایی نیست یعنی همچنین خیلی سست هم نیست، ولی مسئله شبهه در آن جا هست، یعنی مشکل در این جا هست و از این نقطه نظر اصل اشتغال در این جا میتواند قرار بگیرد نه اصل برائت.

