جلسه ۱۰۹
11کسانی هم که میخواهند از مسجد شجره محرم بشوند همان طوری که گفتیم این گونه نیست که فقط از خود مسجد شجره باید محرم شوند بلکه میتوانند بروند از بیرون مسجد شجره محرم شوند حتی مقداری هم مسافت طی کنند و لباس هم بپوشند و احرام را بعد از یک کیلومتر حتی یصل الی البیداء در روایت داریم که وقتی که به آن وادی میرسد آن جا احرام را ببندد، حتی این طور بهتر است، البته الزامی نیست، این طور بهتر است و این که میگویند کسی که از میقات احرام ببندد لایجوز لاحد ان یتعدوا عن المیقات اِلاّ مُحرماً نه این که یک نقطۀ خاص است آن منطقه که آن منطقه احرام در آن جایز است، حالا اولش باشد، وسط باشد، آخرش باشد، وقتی که این طور شد پس بنابراین هواپیما وقتی که میخواهد بگذرد طبعا از آن جا میگذرد، وقتی که دارد میگذرد بگویند که ما الان داریم از بالای میقات رد میشویم یا از بالای محاذاة با میقات داریم رد میشویم این چه اشکالی دارد بر این که شخصی که دارد از میقات آن، چه در زمین باشد، چه در بالا باشد، این محاذاة با میقات، محاذاة چه کم باشد چه زیاد باشد، به تمام اینها محاذاة گفته میشود و در این مسئله اشکالی نیست از این نقطۀ نظر.
مضافا به این که همان طوری که شما در کفایت از محاذاة در این جا متمسک به اصل شدید چرا در نحوۀ این اطلاق عرفی محاذی با میقات در این جا تمسک به اصل نمیکنید وقتی که شما میگویید که با اجرای اصل این الزام از احرام از میقات را برمیداریم و اثبات کفایت احرام از محاذاة میقات میشود همین طور و به نفس همین دلیل ما با اجرای اصل، این الزام از نفس محاذاتی که جنب میقات است را ما برمیداریم و دایرۀ محاذاة را متّسع میکنیم: محاذاة گفته میشود به آن چه که در یک خط از میقات قرار گرفته است حالا چه نزدیک باشد چه بعید باشد، محاذاة صدق میکند و در این صدق چه اشکالی دارد که صدق این محاذاة با اجرای برائت از تکلیف نسبت به امکنۀ قریبه به میقات باشد؟ پس بنابراین اگر شما متمسّک به اصل میشوید اصل در این جا جاری است اگر شما حتی متمسّک به اصل نمیشوید به روایت عبداللَه بن سنان تمسک میکنید که حضرت فرمودند که شش میل از مدینه عبور کند آن میقات یکی از موارد است یکی از موارد راه وقتی که شش میل خارج میشود آن میتواند فرض کنید که محاذی با میقات میشود ولی در روایت عبداللَه بن سنان کجای آن هست که باید آن نزدیک میقات باشد؟ چنین چیزی ما نداریم. حضرت میفرمایند که وقتی که شش میل از مدینه خارج شدی میشود محاذاة با میقات، خیلی خوب این محاذاة با میقات است این برای چه است؟ برای محاذی بودن است، این که حتما باید این نقطه محاذی باشد؟ نه، از کجا یک همچنین چیزی از روایت استنتاج میشود؟ پس بنابراین نه روایت در این جا دالّ بر انحصار محاذاة است به نقاط قریبه از میقات و نه اصل در این جا دلالت میکند بر انحصار محاذی، اگر شما اصل جاری میکنید اصل در این جا هم میآید، یعنی همان طوری که اصل جاری میشود بر کفایت از محاذاة که محاذاة کافی است اصل هم در این جا جاری میشود که محاذاة از یک نقطه میکند من نقاط ارض، صرف محاذاة کفایت میکند، پس بنابراین وقتی که محاذاة کفایت میکند طیاره وقتی که عبور میکند از آن محاذاة با میقات وقتی که عبور کرد حالا احتمالا در جدّه حتی وقتی که مینشیند از محاذاة با میقات در جدّه عبور میکند، یا این که هواپیمایی که میآید از آن بلاد به سمت جدّه از بلاد غربی که بلاد شام و اینها باشد اینها از مدینه عبور میکند.

