جلسه ۱۰۹
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
یک روز همین جا دم حرم حضرت معصومه علیها السلام با مرحوم آقا ایستاده بودم، بعد از انقلاب بود، یکی آمد رد شد، با یکی از این ماشینهای بنز بود، طلبه بود، خیلی هم طلبۀ بیتربیتی بود، بیادب بود، من با او سابقه داشتم در همان زمان قبل از انقلاب، خیلی بددهان و فحّاش بود، خیلی فحّاش بود. و الان اصلا نمیدانم کجاست، او نشسته بود عقب یکی از این بنزها و با یک حالتی، با یک تبختری ایستاد کنار حرم و یک نگاه به این طرف و آن طرف کرد که یکی به او نگاه کند، یکدفعه من دیدم آقا رو کردند به من، آقا که نمیشناختند اینها را، فرمودند ... إِلىٰ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ اَلْمِهٰادُ ﴿آلعمران، 12﴾ (المصیر) و خیلی حالت عجیبی داشت. خیلی این مطالب برای ما موجب عبرت شد.
تا انسان گرفتار نشود و خودش در یک موقعیت خاص قرار نگیرد نمیتواند آن حیثیت اعتبار را آن طور که باید و شاید ادراک کند. حیثیت اعتبار و آن مجازیت دنیا را بفهمد. عجیب است، اگر انسان در این مسئله قرار بگیرد آن حیثیت اولیۀ او همان ارتکازات ذهنی و نفس میشود بعد آن وقت میرود در چیزهای دیگر، در مسائل دیگر، در قضایای دیگر، میرود در جهات دیگر، در آن خصوصیت اولیه میشود، همان حفظ بقاء بایّ نحوٍکان، حفظ بقاء خودش، حفظ استقرار خودش چون در جهنم قرار دارد دیگر، در جهنم قرار دارد، آن وقت بعد در مرتبۀ دوم هر چیزی که میتواند به بقاء خودش در این موقعیت کمک کند، چه صبغۀ الهی داشته باشد یا نداشته باشد، از هر دو یکی خواهد بود، چه کارش کار الهی باشد یا شیطانی باشد، هر دو در یک راستا قرار دارد چون دیگر در این موقع ظاهر با باطن انطباق ندارد، فقط ظاهر برای رسیدن به اهداف است.
تلمیذ: قبلا فرمودید اگر در ادنی الحل بر اثر خطا و نسیان و اینها محرم نشده باشد، شخص حاجی باید برگردد به میقات و محرم بشود آیا این نشان نمیدهد که از اول نباید اصل برائت جاری میشد؟

