جلسه ۱۰۸
4اشکال دیگری که در این مطلب وارد میشود اشکال به خود روایت است این مسئلۀ مهمی است. این را شما باید در نظر بگیرید و به واسطۀ قرائن و شواهد به دست میآورید که چرا امام علیهالسلام در این جا مسئلۀ مدینه را مطرح کرده است همان طوری که من عرض کردم در ذوالحلیفه مسئله با سایر مواقیت فرق میکند گرچه در یلملم میگویند در آن جا دهی است ولی کسی در یلملم نمیآید چند روز بماند. بلکه افراد میآیند و در مدینه میمانند برای زیارت رسول اللَه، زیارت ائمه بقیع، در زمان امام باقر علیهالسلام دو تا از ائمه در آن جا مدفون بودند امام حسن علیه السلام و امام سجاد یا در زمان امام صادق سه تا بودند امام باقر هم در همان جا مدفون بودند میآمدند در این جا و میماندند.
ولی در سایر موارد این وجود ندارد؛ یعنی فرض کنید که الان در جحفه جایی برای توقف وجود ندارد. بعد از گذشت 1400 سال دو تا خانه در آن جا پیدا نمیشود، کسی زندگی نمیکند، بیابان برهوت است یا فرض کنید که وادی عقیق، یک وادی است، وادی که خانه ندارد، شهر نیست و امثال ذلک پس آن را که جنبۀ شهریت داشته و اقامت داشته همین مدینه و بعد هم مسجد شجره و ذوالحلیفه بوده است. حالا در یک همچنین فضایی راوی میآید از حضرت سوال میکند که من در این جا یک ماه ماندهام این مسئلهای که امام علیه السلام در این جا فرمودند بر فرض بگوییم در این جا الغاء خصوصیت است که ذوالحلیفه در این جا است این که حضرت به این نحوه بیان کردند «من أقام بالمدینه شهرا» این را شما در این جا چه میکنید؟ این را شما دیگر در این جا نمیتوانید بگویید الغاء خصوصیت است. آخر الغاء خصوصیت که آش شُله قلمکار نیست که به هر خانه یک کاسه بدهید این حساب و کتاب دارد. در جایی که فهم عرفی و شمّ الحدیث، شمّ الفقاهه، فهم عرفی و سیرۀ عقلائیه در صرد کلام در آن موارد اجازۀ الغاء خصوصیت به متکلم یا به مخاطب بدهد البته به مخاطب بیشتر، چون این مخاطب است که باید با کلام متکلم بلند شود برود و کار و تکلیف را انجام بدهد در آن مورد اینها از موارد اصول لفظیۀ خیلی مهم است که در این جا یکی از موارد اتفاقا خیلی به درد میخورد که ما از نکات دقیق که در روایت آمده است چگونه میتوانیم پی ببریم به فضایی که در آن فضا این حکم القاء و تشریع شده است و چه مقاصد و منظورهایی در پشت این تشریع بوده است.

