اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۸

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (6) - 26-03-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۸

3
  • اگر قرار بر زیادۀ تکلیف و مشقت در تکلیف و مسئلۀ عسر و حرج و امثال ذلک است و به واسطۀ همین رفع تکلیف زائد نسبت به احرام از خود مواقیت جواز احرام از محاذاة در این جا اثبات می‌شود با اجرای اصل عدم تکلیف زائد چون احتمال دارد که آیا این که شارع بیان کرده است که از محاذاة با میقات «لعّل» این که این به عنوان احدالمواقیت بوده است و این یک جنبۀ خصوصیتی داشته که شارع در اینجا تشریع کرده است.

  • حضرت در این جا بیان کردند می‌خواهی از آن جا برو حضرت نفرمودند که باید از محاذاة با میقات احرام ببندی و لاغیر و در ادنی الحل باطل است یا در بین مسافت محاذاة و غیرمحاذاة باطل است بلکه فرمودند که وقتی از این جا نمی‌توانی، از محاذاة احرام ببند.

  • در این جا اصلی که مطرح است این است که اگر شک کنیم که آیا این کلام حضرت جنبۀ انحصار را دارد نسبت به محاذاة یا جنبۀ انحصار را اصل بر عدم الزام نسبت به تکلیف زائد است، عموماتی که ما در این جا داریم به مقتضای آن عمومات به ضمیمۀ اصل برائت از تکلیف زائد ما در این جا می‌گوییم ادنی الحل جایز برای مُحرم است هر جا که شد بین محاذاة و بین ادنی الحل در هر جا که می‌تواند، بالاخره از این مکان واز این میقات شروع می‌شود و می‌رود به سمت مکه هر جا خواستی می‌توانی احرام ببندی، هر جا دیدی حالت مساعد است می‌توانی احرام ببندی و اشکالی در این جا نیست پس بنابراین این اصل دوم حکومت می‌کند بر آن اصل اول که وجوب احرام از مواقیت در آن جا ثابت می‌شود. 

  • در اصل اول وجوب احرام از محاذات ثابت نمی‌شود جوازش ثابت می‌شد؛ یعنی اصل برائت می‌آید و به واسطۀ رفع تکلیف زائد، جواز احرام را نسبت به محاذاة با میقات اثبات می‌کند «لا اَزیدَ من ذلک» ولکن با تأسیس اصل دوم که ما در اینجا کردیم که عبارت است از رفع تکلیف زائد نسبت به محاذاة با میقات و تحقّق تکلیف شاقّ بر احرام از محاذاة، جواز احرام من أیّ نقطةٍ من نقاط بقاع الارض بین محاذاة میقات تا ادنی الحل در این جا ثابت می‌شود از هر نقطه میقات گرفته یا از نقطه محاذاة با میقات تا خود ادنی الحل جوازش در این جا ثابت می‌شد شما در این جا دیگر نمی‌توانید مسئله را به این کیفیّت مطرح کنید که ما در این جا روایت داریم و روایت تصریح به محاذاة با میقات دارد و تصریح در روایت جلوی اجرای اصل را در این جا می‌گیرد در حالی که دراین جا حضرت می‌فرماید که «أخرج من المدینة ستة امیال فأحرِم منها» یعنی بعدَ از ستة امیال. اگر در این جا به این نحوه امام علیه السلام و به این کیفیت فرمودند ما هم در این جا می‌توانیم بگوییم اگر شما در این جا تمسّک به این مسئله می‌کنید برای محاذاة با میقات چطور در این جا تمسّک به اصل می‌کنید و تسّری می‌دهید برای سایر محاذات‌های با مواقیت؟ در روایت که همه مواقیت در اینجا نیامده است! فقط در روایت ذکر میقات خاص آن هم ذوالحلیفه شده است پس چطور شما نسبت به سایر مواقیت تسّری می‌دهید؟ می‌گویید اصل الغاء خصوصیت است می‌گوییم اگر اصل الغای خصوصیت است ما هم در آن جا می‌آ‌ییم اصل می‌گذاریم بر عدم تکلیف زائد و شاقّ و شک می‌کنیم در این جا که آ‌یا الزام امام ‌علیه السلام نسبت به آن محاذاة با میقات است یا نه؟ و اصل عدم الزام است. این اشکال اول و جدی نسبت به این مسئله.