جلسه ۱۰۸
14تلمیذ: بلحاظ هندسی و ریاضی خصوصیت محاذاة ذوالحلیفه با محاذات سایر مواقیت فرق نمیکند؟!
استاد: نه ببینید این جهات جهات ظاهری قضیه است ولی حالا بعد ما انشاءاللَه میخوانیم که به هر کدام از این مواقیت یک عنایت خاصی بوده است حالا یک ارادۀ پروردگار بوده است یک جنبۀ باطنی داشته است یک جنبۀ روحانی داشته است که خصوص آن مکان مورد نظر بوده است و الا خدا میتوانست وادی دیگری را میقات قرار بدهد، مکان دیگری قرار بدهد چرا باید دور باشد؟ چه دلیلی دارد؟ آن کسی که میتواند یلملم را میقات اهل شام قرار بدهد برمیداشت پنجاه فرسخ نزدیکتر میکرد! چه دلیلی دارد بر این که باید این نقطۀ خاص برای این افراد معیّن باشد تا اینکه این همه مسافت را در حال احرام طی کند؟! روی حساب است دیگر، یک حساب و کتابی در این جا هست.
تلمیذ: من عرضم روی محاذاة است که فقط برای مسجد شجره هست این بعد مسافت دخالتی ندارد با آن که
استاد: نه محاذاة با میقات در اینجا خیلی مسئله نیست دیگر چون مثلا در این جا داریم همین که شش میل از مدینه بیاید محاذاة با مسجد شجره واقع میشود یعنی آن محاذاة با میقات از نقطۀ نظر مسافت اگر حالا مثلا مسجد شجره چهار میل مثلا فاصله داشته با خود مدینه در آن زمان این اگر بخواهد فلان راه را برود آن دو میل هم بخاطر بعد مسافت است این بایستی که دو خط مثلث را بایستی که طی کند در آن یعنی یک خط. یک سمت، سمت راست برای دورشدن، دوباره خط عمود به سمت خود مکه پس این طی کردن دو خط اضافه آن همان دو میلی است که از خود مسجد شجره به اصطلاح قرار میگیرد یعنی محاذاة با آن ذوالحلیفه و مسجد شجره در این جا واقع میشود دوری آن فقط همین مقدار است یک مقدار دومیل یک میل یک میل و نیم بیشتر نیست مگر محاذاة را شما یک نقطۀ مقابل نمیدانید که این به اصطلاح نقطهای که از آن نقطه میتوانید یک دایره به دور کعبه از آن جا تشکیل بدهید چون هر نقطه خودش راسم یک دایره است دیگر یعنی این میقات مدینه ذوالحلیفه خودش راسم یک دایره است که به همین مسافت بین خودش و بین کعبه به همین شعاع دور میزند و دور کعبه را این میگردد همین که این میخواهد بگردد به هر مقدار که میخواهد برود از دوطرف دور میشود طبعا لذا حضرت در اینجا ذوالحلیفه که خمسة امیال است حضرت میفرماید که یک میل هم زیادتر بکن تا این که محاذاة با میقات واقع شوی.

