جلسه ۱۰۸
9من همان وقتی که مشهد مشرف بودند و بقیه داشتند میگفتند که آقا تشریف آوردند! آقا تشریف آوردند! با مرحوم آقا در ایوان منزل ایشان در احمدآباد نشسته بودیم و صحبت این شد که گاهی از اوقات ابتلاهایی که برای انسان میآید این ابتلاها غیراختیاری است و این من قبل اللَه است و به مصلحت است میگفتند که من داشتم همین چندی پیش از پلهها میآمدم پایین یک مرتبه پایم پیچ خورد و افتادم و پایم شکست و من بستری شدم در منزل قبل از این جریان از من یک درخواستی شده بود نگفتند ایشان چه درخواستی ولی گفتند درخواستی شده بود که تقبّل آن برای من بسیار بسیار مشکل بود یعنی محذور شرعی ایشان داشتم در این قضیه. یک وقت قرآن را میخواستم بردارم بخوانم تفأل زدم به این که چرا پای ما این جوری شد و خلاصه چه شده که از کارهایمان افتادهایم از درس و بحث و... یکدفعه دیدم این آیه از قرآن آمد که أَمَّا اَلسَّفِينَةُ فَكٰانَتْ لِمَسٰاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي اَلْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهٰا وَ كٰانَ وَرٰاءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً ﴿الكهف، 79﴾ گفتیم خب الحمدلله که خداوند به این کیفیت رفع اشدّ بلاء کرده است این بلاء آن ابتلاء دیگر را رفع کرده است اینها را میگویند الطاف غیبیه ـ الطاف غیبیه فقط حلوای زعفرانیه نیست ـ این چیزها است این مسائلی که برای انسان پیدا میشود و انسان را از ورود در خطرها و مهالک و جهنم نجات میدهد از ورود در جهنم و هلاکت نجات میدهد این گونه مسائلی که برای انسان پیدا میشود.
صحبت در این جا این بود که وقتی که یک شخص میرود و یک ماه در یک جا میماند این میشود جزو آن افرادی که در آن جا هستند وقتی که جزویی از آن جا شد آن وقت این جا مسئله است که در صورتی که شخص بخواهد مرور کند در مدینه وارد شده است ثم بدا له ان یخرج من غیر طریق ذی الحلیفه آیا در آن جا هم باید به محاذاة برود؟ روایت این را نمیگوید روایت میفرماید که مقتضی این است که به مفاد صحیحۀ عبداللَه بن سنان که محمدین ثلاثه آن را روایت نمودهاند دربارۀ کسی که أقام بالمدینه شهرا و هو یرید الحج ثم بدا له ان یخرج من غیر طریق اهل المدینه الذی یأخذونه و حضرت صادق فرمودند: فلیکن احرامه من سیرة ستة امیال فیکون حذاءَ الشجرة من البیداء 1در این جا دارد دربارۀ کسی که اقام بالمدینه شهرا مرحوم آقا عین روایت را نقل نکردند در این جا ولیکن عین روایت از این ترجمۀ فارسی دلالتش بیشتر است.
- 1- وسایل الشیعه، کتاب الحج، ابواب مواقیت باب7 حدیث 1و3

