جلسه ۱۰۸
12تلمیذ: برای اهل مدینه چگونه است؟
استاد: اشکال ندارد خود اهل مدینه میتوانند حضرت میفرماید میتوانند.
تلمیذ: بالاخره اهل مدینه میتوانند از محاذاة احرام ببندند؟
استاد: بله آنها میتوانند.
تلمیذ: حالا یک قاعدۀ کلی استنباط کنیم، فرمودید در امکنۀ دیگر که میقات است شهری نیست حالا اگر شهری بعداً بنا شد آیا مردم آن شهر هم میتوانند از محاذاة وارد میقات شوند یک قاعدۀ کلّی از این استنباط میشود؟
استاد: صحبت در مواقیت است وقتی مواقیت مشخص است ما که نمیتوانیم از پیش خودمان میقات درست کنیم.
تلمیذ: نه خب الان این جا تجویز شده است.
استاد: تجویز نشده است مدینه هست ذوالحلیفه هم هست امام میفرماید، تازه خود راوی نمیگوید! میگوید امام میفرماید یک ماه اگر مدینه بودی یا در حدود یک ماه میتواند از محاذاة با میقات باشد در این صورت یعنی اقامۀ شهرا در خود مدینه که در کنار ذوالحلیفه بوده در اینجا انجام شده است آن وقت شما میگویید بلند شود برود در شهر.
تلمیذ: نه من منظورم این است که در مواقیت دیگر فرمودید که چون مدینه شهر بوده است و مردم برای زیارت میآمدند و توقف داشتند ....
استاد: میدانم، آخر اینها این را میگویند، بنده که عرضم این نیست من میگویم خود الغاء ذوالحلیفه و الغاء خصوصیت را بنده قبول ندارم، الغاء خصوصیت دلیل میخواهد، قرینه میخواهد، همین طوری شما نمیتوانید بگویید که شاید نسبت به خود مدینه خصوصیتی در آن جا هست که امام علیهالسلام جواز احرام را از محاذاة در این جا بیان میکند از کجا شما این را تسری میدهید به جاهای دیگر؟!
تلمیذ: قرینه بر عدم خصوصیت چه؟
استاد: قرینه بر عدم خصوصیت یعنی اشتغال یقینی تا رفع برائت در صورت تعیین یعنی نفس خود وجوب احرام در این جا شبهه هست آیا ما میتوانیم با الغاء خصوصیت جواز احرام را در سایر مواقیت به همین ملاک انجام بدهیم؟ در این جا اشتغال یقینی مانع از اجرای اصل است پس بنابراین این مسائل در این جا جایی ندارد روی این جهت حالا روایت دیگری هم که در این زمینه هست، یکی دو تا روایت هست که اتفاقا اینها را موافقین نیاوردند ولکن میشود که از آنها یک تلمیحی به این قضیه باشد روی این جهت میتوانیم عرض کنیم که مقتضای احتیاط وجوب احرام از مواقیت است.

