جلسه ۱۰۸
11تلمیذ: به ضمیمه اجماع بر عدم دخالت قیود وارده در این روایت ....
استاد: «در این روایت» اجماع را که ما گذاشتیم کنار و بعد هم که قیدی که در اینجا آمده است روی چه حسابی شما این قید را دفع میکنید؟
تلمیذ: خود نحوه نمیشود در این جا قرینه باشد؟
استاد: اتفاقا عکس است متوجه عرض من نشدید من گفتم اتفاقا نحوه دلیل بر عدم الغاء است اگر صرفا حضرت میگفتند که من أقام بالمدینه شهرا میگفتیم حالا مثلا فرض کنید که سبق لسان شده! میگوییم دیگر؟! اگر قرار بر این است که زور چپان باشد دیگر یک جوری باید بچپانیم من أقام شهرا از باب سبق لسان گفتند شهرا حالا «عشرة ایام» هم بود فرق نمیکرد ولی اگر حضرت بعد از این قید این را پیوست کردند به یک نحوه پس معلوم است روی این قضیه نظر دارند این است منظور من.
تلمیذ: خیال میکنم برعکس باشد شما شهرا را زدید به یک ماه توطّن برای اتمام صلاة.
استاد: درست است.
تلمیذ: خب دیگر نحوه با آن نمیسازد.
استاد: چرا؟
تلمیذ: نحوه دیگر نمیشود.
استاد: نه! منظور این است که از نظر عرفی یک عرف چه مدتی را برای توطّن لازم میداند؟ حدود یک ماه را شارع در این جا میآید یک نقطۀ دقیق و معیّن تعیین میکند بخاطر رفع اختلاف میگوید چند میگوید یک ماه حالا در این جا همین ملاک در این جا آمده است حضرت میفرمایند کسی که یک ماه یا در حدود یک ماه بماند «هذا یعُدّ متواطنا» وقتی که متواطن شد حالا میتواند برود یعنی قید زائد بر این حدود همین الان شما فرض کنید که یک شخصی یک منزلی به شما بدهد بگویید که آقا من چقدر میتوانم بمانم؟ یکی دو هفته هم مثلا صبر کنید در این جا فکر کنید که مثلا گفته دو هفته اگر سه هفته هم شد عیب ندارد، دو هفته چهار هفته هم شد عیب ندارد حالا اگر بخواهید در ذهن بیاورید خب جای این دارد. ولی اگر این جوری گفت دو هفته یا در این حدود این به شما میرساند که عنایت دارد روی دوهفته این را میرساند چون بعدش دوباره تأکید کرده است به کلامی یا به مفردی که همین را میرساند با یک معنای دیگر این منظور من است اگر نحوه نبود این شک برای ما پیدا میشد که فرمودند یک ماه حالا اگر یک ماه نبود ... این که حضرت میفرماید یک ماه یا در حدود این، دیگر ما نمیتوانیم در این جا بگوییم الغاء خصوصیت، این جا خود نفس این قید در این جا مورد نظر حضرت است؛ یعنی قیدی که در این جا هست به عنوان حد در حدود یا به عنوان نحوه این در این جا میرساند که امام علیه السلام نسبت به این نفس قید در این جا عنایت داشته باشد وقتی که عنایت داشته اجماع باشد غیراجماع باشد دیگر نمیتواند بردارد اگر اجماع هم در این جا باشد اجماع اصل میقات را برمیدارد میگوید اصل میقات در اینجا لازم نیست چرا بایستی که اجماع فقط بیاید کلامیرا که امام علیه السلام تصریح دارد و امام با تأکید آن قید را بیان کرده است و نحوه را هم آورده است را بردارد؟ وقتی که با تأکید بیان کرده است چطور اجماع میتواند این را بردارد؟ این تعارض بین اجماع و نص است. در این صورت اجماع باطل میشود.

