اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۷

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (5) - 24-03-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۷

7
  • یکی را نگاه می‌کنی می‌بینی رفتن بزرگان هیچ فرقی برای او نکرده است هیچ تفاوتی نکرده است. من بعد از این که مرحوم آقا فوت کرده بودند خیلی اوضاع عوض شده بود مسائل و ارتباطات و رفاقت‌ها. همان روز اول که هنوز ایشان دفن نشده بودند خدا رحمت کند یکی از دوستانمان که به رحمت خدا رفت من کنار درب ایستاده بودم یک‌دفعه دیدم آمد یک جمله را گفت، گفت حالا وقتش است که هر کسی خودش را نشان بدهد هنوز آقا در بیمارستان بودند او گفت حالا وقتش است که هر کسی خودش را نشان بدهد و خیلی جملۀ پرمعنایی بود که خلاصه تمام آن چه را که تا بحال به آن تشبُّث می‌کردیم و ایستادگی کردیم همه، ما نبودیم! آقا بودند حالا دیگر تمام شد هر کسی هست خودش و خودش. دیگر کسی نیست که خلاصه بخواهد انسان خودش را پشت او مخفی کند حالا وقتش است که... هر کس هم آمد و نشان هم داد و چیزهایی ما همان روز اول شنیدیم روز دوم بود که از دفن برمی‌گشتیم خلاصه چیزهایی شنیدیم که بیاییم بنشینیم و حالا نمی‌دانم کی چه کند و چه مسئولیتی بپذیرد این مسئول... گذاشتیم ما رفتیم پی کارمان، گفتیم چه مسائلی دارد مطرح می‌شود! خداحافظ شما! همه امتحان باید بدهیم این مسئله امتحان شکی در آن نیست امتحان باید باشد. 

  • علی کل حال، مجرای اصول عملیه در شرع همین مجرای عرفی است منتهی باید نگاه کرد دید در کجا، آن وقت همین فرض کنید که شخصی که الان شما ایستادید دارید نماز می‌خوانید اقتدا می‌کنید در یک مسئلۀ دیگر نه این طور نیست باید بروید تحقیق کنید ببینید شایستگی دارد عدالت او چطور است؟ تقوای او چطور است؟ علمش چطور است؟ میزان علمیت و اطلاع او چطور است؟ آیا شایستگی دارد یا ندارد؟ می‌گویند ای آقا طرف این قدر آدم به این خوبی است، قبول نداری؟ قبول داریم ولی برای چه قبول داریم؟ برای این که پشت سر او نماز بخوانیم، برای همین قدر، برای این که ده تومان به او بدهیم بگوییم برو فلان چیز را خواستی بخر، اما نه این که قبول داریم بیاییم مسئولیت کذا و کذا را تصاحب کند. هر چیزی جای خود دارد. علم می‌خواهد، تقوا می‌خواهد، عدالت می‌خواهد، عبور از نفس می‌خواهد، باید از نفس عبور کرده باشد و این عبورش را اثبات کرده باشد همۀ ما می‌گوییم ما از نفس عبور کردیم، همۀ ما می‌گوییم لبخند هم می‌زنیم شما خیال می‌کنید عبور کردیم، اما وقتی که یک‌دفعه جای آن بروز نفس و کریوه‌های آن برسد چه می‌شود، دارید می‌بینید دنیا چه خبر است دیگر، آنهایی که مدّعی رعایت حقوق مظلوم بودند و آنهایی که مدّعی مبارزه با ستمگران بودند همین پادشاهان، حکّام، شما خودتان مشاهده می‌کنید آنهایی که مدعی احقاق حق مظلوم بودند آنهایی که مدعی بودند و صدایشان بر ثریّا و کهکشان هم رسیده بوده طبعا در آن جریانات برای بقاء خودش مردم را تکه تکه می‌کند که "من بمانم" این است معنای آن "من بمانم" مردمش را می‌آید بمباران می‌کند! مردمش را می‌آید به گلوله می‌بندد، مردمش را می‌آید تکه تکه می‌کند و بعد هم می‌اندازد گردن مردم که اینها برخلاف نظم ملی و امنیت ملی عمل کردند و بایستی که اینها اصطلاح شوند هر که ما را قبول ندارد... گفته بود دیگر آن آقا هر کسی که ما را قبول ندارد برای چه زندگی ‌کند؟ این آدم وحشی است عجب آدم وحشی است وحشی بیابانی است هر کسی ما را قبول ندارد برای چه در کشور ما زندگی ‌کند!