اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۷

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (5) - 24-03-1432

جلسه ۱۰۷

20
  • تلمیذ: راههای مختلفی نبوده است یک راههای مشخصی بوده فرض کنید که از مدینه به مکه یک راه مشخصی بوده است در طول زمان که راههای بسیار پیدا می‌شود این مسئله می‌‌آید در اذهان که آیا می‌شود از محاذات هم عبور کرد نمی‌توانیم این قضیه با صد و پنجاه سال بگوییم یک راه مختص بوده از مدینه به مکه که همه می‌رفتند.

  • استاد: بله ببینید عرض بنده هم همین است بسیاری از افراد که از آن جا حرکت می‌کردند تمام اینها در آن زمان می‌‌آمدند از خود این مواقیت احرام می‌بستند. راهها بود به خاطر همین است که یک همچنین شبهه در ذهن ایشان نبود این شبهه را امام صادق به وجود آورد، نه این که به وجود آ‌ورد آمد بیان کرد محاذات با غیر از ذوالحلیفه را آمد بیان کرد والاّ در تاریخ داریم که آنها که حرکت می‌کردند می‌آمدند احرام خودشان را از همان جا قرار می‌دادند یا این که وقتی احرام می‌بستند خیلی جاها داریم همین طوری احرام می‌بستند از منزلشان احرام می‌بستند و می‌رفتند مخالف بودنددیگر مخالف و سنی هم الان این طوری است یا از خانه احرام می‌بندند یا از فرودگاه هر وقت شما از ا ین فرودگاه کشورهای این طرف و آن طرف یا خارج از وقتی که می‌آیند از آمریکا در همان جا احرام می‌بندند خیال می‌کنند وقتی آنها سوار هواپیما می‌شوند باید محرم باشند اصلا در این حال و هوا نیستند دیگر کسی نیست برای ما مسئله بگوید کسی نیست تکلیف را برای آنها بیان کند.

  • لذا ما وقتی که گاهی از اوقات اتفاق می‌افتاد از همین کشورهای عربی مثلا مکه مشرف می‌شدیم تمام هواپیما محرم بودند همه در حالی که نذری باشد نذر کرده باشد می‌گفتند شما می‌گفتم احرام بستیم دیگر از دم خانه از دم فرودگاه در حالتی که بابا حساب و کتابی دارد باید نذری باشد حتی در خود نذر هم بعضی شک کردند و تشکیک کردند. نذری باید باشد حساب و کتابی باید باشد می‌گویند مگر دم خانه یکدفعه داشتیم می‌رفتیم یک جوانی بود جوان خوبی هم بود جوان سوری بود منتهی در آ‌مریکا بود آمده بود سوریه می‌خواست برود. کنار من نشسته بود و شب بود یادم است که ما حرکت کردیم این هم محرم بود مثل بقیه منتهی جالب این جا است که وقتی که ما حرکت کردیم اتفاقا مسیر ما از بالای مدینه دقیقا بود یعنی از شام که آ‌مدیم برای مکه درست بالای مدینه که رسیدیم آن خلبان گفت که الان بالای مدینه هستیم و همه آنهایی که هستند احرام ببندند همه لبیک اللَهم لبیک یعنی خود آنها هم باز دوباره احرامشان را مؤکّد کردند که به خود میقات که می‌رسند احرام را داشته باشند حتی سوال کردند که هواپیما از میقات می‌گذرد یا نه تمام فکر مردم احرام از میقات است در صورتی که بتوانند عبور کنند گفتم شما که احرام کردی چه کار کردی گفت ما از همین جا داریم می‌رویم دیگر گفتم که نه ما با او هم صحبت شدیم و گرم گرفتیم و دیگر ما تمام اعمال را بر طبق شیعه به او یاد دادیم در همان یک ساعت و اندی که همراه او بودیم گفتم به حرف کسی گوش نده این که من می‌گویم قلم کاغذش را درآورد و ‌گفتم این جوری طواف می‌کنی سعی این جوری و مِنی و عرفات و عین شیعه البته خیلی تفاوتی ندارد مثلا در اعمال و اینها تفاوتهای به اصطلاح مختصری هست مثلاً در کیفیت احرام گفتم نه! این جوری احرام نبند این جوری مثل من و درست کردم احرام او را و گفتم به این کیفیت باشد گفتم اگر کسی گفت این جوری گوش نده گفت باشه هر چه تو بگویی من همان را انجام می‌دهم به حرف کسی گوش نمی‌دهم خلاصه او را از راه به در کردیم! در همان یک ساعتی که بودیم گفتم برو که حج تو قبول است و درست است و بعد دیگر بنده خدا خیلی ابراز محبت می‌کند