اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۷

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (5) - 24-03-1432

جلسه ۱۰۷

19
  • تلمیذ: منافات دارد، محاذات منافاتی با میقات آن صورتی که در اذهان است ندارد تعیین میقات با ادنی الحل منافات دارد.

  • استاد: ببینید کسانی که می‌خواهند بیایند فرض کنید که یکی این جا است حالا بلا تشبیه این را کعبه فرض کنید یک میقات پیغمبر این جا گذاشته یکی این جا یکی این جا برای کسانی که این جا هستند نگذاشته است در این فرض، آن کسانی که این جا هستند می‌آیند آیا می‌گویند واقعا در اینها شک است که میقات ما محاذاة است این محاذاة از کجا درآمده است یا این که نه فکر می‌کنند می‌گویند میقات آنها است ما چه؟ ما نمی‌دانیم! چیزی نگفته! 

  • از آن طرف عمومات و اصول دیگر هم داریم که هر کسی وارد حرم می‌شود باید با احرام باشد اگر این طور است ما می‌رویم تا برسیم یعنی آن ارتکاز اولی بر محاذاة نیست ما الان محاذاة را وقتی که پیاپی فقها گفتند و مداوم شنیدیم، الان آ‌مده در ذهن ما برای آن افراد لذا وقتی که می‌آ‌ید از حضرت سوال می‌کند که آقا من می‌خواهم راهم را از ذوالحلیفه تغییر بدهم همین خودش «اَیَّدنا شد» وقتی که میخواهد بیاید حضرت سوال کند آیا می‌گوید من بروم از محاذاة با میقات می‌گوید یا رسول اللَه من می‌خواهم راهم را تغییر بدهم بروم از کجا؟ این در ذهنش محاذاتی نبوده که بگوید میقاتم را از این جا قرار بدهم یا از محاذات که حضرت بگوید برو از محاذات قرار بده شش میل که از مدینه عبور می‌کنی از آن جا ببند هیچ نبوده من از ذوالحلیفه مسیرم را نمی‌خواهم قرار بدهم من قسم می‌خورم در ذهن یک همچنین شخصی محاذات هم اصلا نیامده چرا؟ چون ادنی الحل داریم از آن طرف در روایت داریم می‌گوید می‌خواهم بروم، چطور می‌گوید کسی که الان هم داریم می‌آییم می‌گوییم یعنی جزو برنامه‌ها است یعنی کسی که میهمان شخصی است که فرض کنید مسیرش بین مدینه و مکه است مهمان است یک رفیق دارددر یکی از قُری و قصبات در آن جا از ذوالحلیفه نباید احرام ببندد باید برود در آن جا یک هفته در آن جا می‌ماند می‌شود «دویرة اهلها» بعد از همان جا احرام یعنی دوباره برگردد به ذوالحلیفه از آن جا احرام ببندد از همان دویرة اهلها وقتی که تلقّی شد احرام می‌بندد می‌رود این شبهه بیشتر هست تا شبهه محاذات. محاذات از کی افتاده در فکر ما؟ از وقتی که عبداللَه بن سنان آن روایت را گفته حضرت فرمودند محاذاة با میقات از این جا ما برایمان این مسئله پیدا شده که آیا خود نفس میقات باشد یا محاذاة با میقات باید باشد لذا اگر روایت عبداللَه بن سنان نبود، کسی فتوا نمی‌داد بر محاذات. فتوا می‌داد به ادنی الحل یعنی اگر تازه بر فرض این شبهه بود، اصل برائت را در ادنی الحل جاری می‌کردند، روایت عبداللَه بن سنان ‌آمده جلو را بسته گفته گرچه برای خود آن افراد آن لزومی ‌ندارد اما محاذات با میقات که حداقل لزوم دارد با الغای خصوصیات از طریق سایر مواقیت هم داده می‌شود در الغای خصوصیت ما تشکیک کردیم این الغای خصوصیت خود نفس الغاء و عدم الغاء خصوصیت خودش تکلیف شاقّ است اصل، اصل برائت است از هر تکلیف شاقّ پس بنابراین باید ما خصوصیت را نگه داریم وقتی خصوصیت را نگه داشتیم آن جا اصل برائت به داد ما می‌رسد و می‌گوید دیگر این جا هم محاذات با میقات الزامی‌نیست نسبت به غیر ذوالحلیفه. در این جا الزامی ‌نیست البته بله آن طور که شما می‌فرمایید شک هست ولی شک به چه تعلّق گرفته است؟ در یک همچنین فضایایی محاذاتی نبوده است یعنی محاذات در اذهان نبوده است