جلسه ۱۰۷
18تلمیذ: این منافی با شبهه نیست به هر حال شبهه در ذهن افراد ....؟
استاد: شبهه هست
تلمیذ: در زمان پیغمبر و بعد از پیغمبر هم هست ما نمیتوانیم بگوییم عقلا همچنین شبههای نبوده
استاد: ببینید یک وقت شبهه شبهۀ عقلی است یک وقت شبهۀ عرفی است. در شبهۀ عقلی در هر قضیه میشود شک کرد که رسول خدا چگونه گفته است بیانش چطور بوده است تصریح بوده یا نبوده الان فرض کنید که یک قضیه یک شخصی میآید نقل میکند ما چطور تحقیق میکنیم میگوییم گفته آن که او گفته است بگو آن را بگو ما میگوییم اصلا این نبوده طرف دارد در ذهن خودش را در مورد سلیقۀ خودش را در مورد یک مسئله بیان میکند آن را رسول خدا اگر یک همچنین مسئله هست اگر ما باشیم الان این شبهه هست که از هر جا میشود از میقاتها اولا این شبهه در ذهن نمیآید که از جایی باشد این قضیه ثانیاً برفرض هم اگر شبهه باشد چرا محاذاة با میقات این محاذاة با میقات از کجا درآمد نه شبهه پیدا میشود برای کسانی که از میقات عبور نمیکنند ادنی الحل کی گفته محاذاة الان شما دارید مطرح میکنید بعد از روایت عبداللَه بن سنان. قبل از روایت عبداللَه بن سنان اتفاقا آن بیشتر به ذهن من تبادر میکند که وقتی قرار باشد یکی از میقات نباشد خب چه عیبی دارد از محاذاة باشد برای چه باشد مگر محاذاة با میقات جزو احرام است؟ برود از ادنی الحل مثل آدم بلند شود برود قشنگ خوب نه اصلا خدا میخواهد فشارش بدهد در سرما اجبارش کند؟ نه! آقا خدا که مرض ندارد! کسانی که از میقات میروند بسیار خوب کسانی که هم نمیآیند بروند ازادنی الحل مگر ما راجع به افرادی که منزلشان بین میقات و حرم است نمیگوییم دویرة اهلها.
تلمیذ: خود تعیین میقات منافات دارد با ادنی الحل.
استاد: نه منافات ندارد.

