جلسه ۱۰۷
14یک شخصی که فرض کنید که از پانزده روز قبل بیست روز قبل این احرام ببندد این متحمل تکلیف شاقّ نمیشود؟ این حوله او همیشه باشد مثلا پایین یک وقتی در نرود متوجه شدید؟ این که پیوسته حوله خودش را بپیچاند نه بابا یک شلوار و پیراهن میپوشد و یا علی راه میافتد میرود در خواب و بیداری الحمداللَه محفوظ و محروسه، ما بین عمره و بین حج چهار یا پنج روز احرام بستیم میگفتند آقا عجب کار شاقّی است یکی از همین آقایان تهران ائمه جمعه گفت آقا شما هنوز اعمال را انجام ندادی؟ گفتم چرا! گفت چرا خارج نشدی گفتم مستحب است نمیدانست مستحب است ریش سفید داشت تا این جا! گفت! خب این خیلی مشکل است مشکل باشد، گفتم نه خیلی مشکل نیست بعد هم دیگر ما که مورچه چیست که کله پاچه آن چه باشد این چهار روز میگوید تکلیف شاقّ است، چطور شما برمیدارید بیست روز قبل از مازاد میآورید آیا در این جا جریان اصل برائت جاری نیست؟ در این جا وارد نیست؟ مجتهدین، فقها باید بگوید دیگر اگر شما به واسطۀروایت عبداللَه بن سنان به ضمیمۀ اصل برائت میآیید و احرام از محاذات را کافی میدانید چرا با همین روایت عبداللَه بن سنان که در مورد ذوالحلیفه است اصل را نسبت به عدم الزام مکلف نسبت به محاذات را شما در آن جا جاری نمیکنید؟ آن جا هم اصل جاری کنید شما هم در آن جا بگویید یک روایت داریم مربوط به مواقیت برای کسانی که مرور میکنند روایت عبداللَه بن سنان مربوط میشود به افرادی که در مدینه هستند و غیر از آن افراد مشمول اصل برائت هستند اصل برائت که محاذات نمیگوید اصل برائت میگوید از هر جا که میتوانی احرام ببند. قطعا محاذات با میقات بسیار تکلیف شاقّتر است از احرام ادنی الحل.
پس بنابراین با همین مسئله یعنی با همین روایت عبداللَه سنان ما نمیتوانیم در این جا محاذات با میقات را الزامیکنیم. نسبت به مدینه چرا ولی بقیه را چگونه الزامیکنیم؟ اگر بگوییم که در روایت الغاء خصوصیت است یعنی در روایت الغاء خصوصیت شده است گفتیم اگر شک در الغاء و عدم الغاء خصوصیت بود مگر جای اصل برائت نیست؟ شما شک میکنید که آیا زبان این روایت وافی به الغاء خصوصیت است یا نه؟

