اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۷

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (5) - 24-03-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۷

5
  • و عجیب است که تبلیغات آدم را می‌گیرد. بنده بودم در یک جریاناتی که مثلا فرد اصلا یک اعتقاد خاصی به یک مسئله داشت، ولی وقتی که در جریان و جوّ‌ بیا و برو قرار می‌گیرد و فضا عوض می‌شود...، چون فضا را می‌شود عوض کرد، ما می‌توانیم فضا را یک فضای شاد کنیم، یا یک فضا را حزن آلود کنیم، هر دو را می‌توانیم. خرجش چند تا بلندگو و نوار است هیچی دیگر نمی‌خواهد والسلام. فضا می‌شود فضای بزن و بکوب و فضا می‌شود فضای حزن یا ماتم. با دو تا سی دی و دو تا نوار فکر عوض می‌شود! فهم عوض می‌شود! اتّجاه عوض می‌شود! جهت گیری انسان عوض می‌شود! اینها همان هایی هستند که «مخ مافیه» هیچ قوه عاقله ندارند، خلاص، این همان قضیه است که شما نمی‌توانید تصمیم بگیرید در یک مسئله، اینها چیزهایی است که واقعا باید انسان مسئله را محکم کند.

  • مرحوم آقا عبارت عجیبی می‌فرمودند: بنده از آقای حداد رضوان اللَه علیه شنیدم که ایشان می‌فرمودند: آن کسانی می‌توانند مشکلات و خطرات سلوک را درنوردند که از عقل بیش از چشمشان استفاده کرده باشند، از عقلشان برای تنظیم مطالب بیش از چشم...، آنها می‌توانند. چون بالاخره سلوک مشکلات دارد و فقط هم مشکلات، مشکلات اقتصادی و مالی و مرض و صحت و اینها نیست مشکلات جدی عقیدتی، گاهی یکی فوت می‌کند و مصیبتی می‌شود و یا مثلا بالا و پایینی، قرضی، گرفتاری و امثال ذلک اینها همه مطالب و امتحاناتی است که خدا پیش می‌آورد در آیات قرآن است أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا اَلْجَنَّةَ وَ لَمّٰا يَعْلَمِ اَللّٰهُ اَلَّذِينَ جٰاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ اَلصّٰابِرِينَ ﴿آل‌عمران‌، 142﴾ ولی گاهی اشکالات جدی پیش می‌آید، اشکالات علمی‌ پیش می‌آید، اشکالات دینی، شک دینی، شکوک در دین پیش می‌آید، مظاهری که برای انسان پیدا می‌شود، خطراتی که برای انسان پیدا می‌شود، جاذبه‌هایی که برای انسان پیدا می‌شود، افرادی که جهت‌گیری خاصی می‌کنند، همه افراد یک صنف نیستند، افرادی ممکن است باشند که وجیه باشند، شما خیال می‌کنید این مردم که بعد از پیغمبر رفتند سراغ ابوبکر و اینها همین طوری رفتند؟ چند نفر مگر در این توطئه دخالت داشتند؟ همه مردم مدینه که نبودند، یک عده خاصی بودند که توطئه می‌کردند: چکار کنیم؟ شب بعد از پیغمبر چکار کنیم؟ چطوری مسائل را به دست بگیریم؟ چطوری برگردانیم؟ و آنها هم خوب روحیۀ‌ افراد را به دست آورده بودند و خوب شخصیت افراد را درک کرده بودند واقعا از نظر روانشناسی و شخصیت شناسی و جامعه شناسی می‌توانیم بگوییم که واقعا کارکرده بودند، یعنی همچین افرادی ساده‌ای نبودند، ساده که نمی‌آید جلوی امیرالمؤمنین قد علم کند، یک عده خاصی بودند، ده پانزده نفری بودند، بیست نفری بودند، که دارای این مسائل بودند و بعد هم یک اتحادی پیدا کردند با منافقین و بعد هم آ‌مدند... بقیه چه؟ بقیه چه کسانی بودند؟ بقیه مردم عادی بودند، مردم عادی! مردمی‌که خوب به آن حقیقت دین و آن واقعیت پی نبرده بودند، فقط نماز را پشت پیغمبر خوانده بودند، فقط صحبت‌های پیغمبر را شنیده بودند، نرفته بودند این صحبتها را در وجود خودشان پیاده کنند، هر کسی بعد از صحبت پیغمبر که نمی‌رفت کنار و گوشه‌ای بنشیند یا برود در نخلستان بنشیند و فکر کند که این پیغمبر نیم ساعت یا یک ربعی که صحبت کرد چه می‌خواست بگوید؟ همین طوری نشستند به گریه و زاری و ناله و فغان کردن و در حال و هوای مجلس قرار گرفتن و بعد هم بلند شدند رفتند بیرون و روز از نو و... سه روز بعد هم مثل همین، هفتۀ دیگر هم مثل همین. می‌گفتند یا رسول اللَه عجب سیمایی داری! عجب سیمای ملکوتی دارد؟! هر چه آدم نگاهت می‌کند سیر نمی‌شود! بیست و سه سال پیغمبر با مردم این طوری بود، همین طوری، همین نماز را بقیه هم می‌خوانند دیگر «ولاالضالین» آن راهم بیشتر می‌کشند، خیالت جمع، عین آن را پیغمبر فرض کنید که از حلق می‌گوید ما از پایین‌تر حلق می‌گوییم! این هم نمازمان. جنگ هم پیدا شود می‌رویم... تا از مسجد درآمدند فوری پریدند در خانه و بعد هم بلند شدند بروند حمام!