جلسه ۱۰۷
4یکی دیگر بود یک بنده خدایی دیگر بود یک وقتی در یکی از همین انتخابات بود - اینها برای انسان همه عبرت است- در این انتخابات نمرۀ بالایی آورده بود حالا به چه جهت و علتی... این ملتی که هر روز به یکی رأی میدهد امروز به این میدهند فردا به آن میدهند، پس فردا به آن میدهند، هر روز به یکی رأی میدهند. خلاصه خیال کرد که برای خودش خبری شده! بله یادم است که گفته بود که شما با این رأیتان دل رسول اللَه را شاد کردید! بنده خودم شنیدم از رادیو که میگفت دل رسول اللَه را با این رأی دادن شاد کردید!
چرا از پیغمبر مایه میگذارید؟ چرا نمیگویید دل من را شاد کردید که نمرۀ بالایی ما آوریم؟ چرا به حساب پیغبمر میگذاریم؟ پیغمبر 1400 سال پیش از دنیا رفته است الان به حسب ظاهر کاری نمیتواند بکند دفاعی نمیکند. آخر مرتیکه درون و باطن دل پیامبر را تو از کجا میدانی که شاد شده است؟ حالا با این نمره تو اگر زنده بودند به تو میگفتند که شاد شده یا نه. ولی در باطن که پیغمبر میتواند کار انجام بدهد همچنان میگذارد در کاسۀ آدم که اصلاً نفهمی از کجا خوردی! از پیغمبر مایه نگذاریم، در کارهایمان از امام مایه نگذاریم، از امام زمان مایه نگذاریم، چوب دارد. خدا سر امام زمان غیرت دارد! توجه کردید؟ از خودمان هر چه خواستیم مایه بگذاریم: دل من شاد شده است دیگر شب خوابم نبرده است، تا صبح کیف کردیم، نمیدانم جشن گرفتیم... هر چه میخواهی بگویی بگو ابناء دنیا همین است دیگر. سرگرمی همین است.
نرویم سراغ بقیه، یک غلطی میخواهیم بکنیم نرویم بگوییم مرحوم آقا هم همین کار را میکرد، از او مایه نگذاریم، بگوییم فهم من این است، برداشت من این است، مردم را بگوییم که من این کار را کردم، مگر قرار است که هر کسی ولی خدا شود؟ مگر قرار است که هر کسی جا پای امام زمان بگذارد؟ امام زمان یک نفر است در این دنیا، خلایق اول و آخر جمع شوند یا جبرئیل به گردش نمیرسند، چه برسد به ما. آن حسابش جدا است برای چه ما بیاییم عِرض خود ببریم و زحمت دیگران؟ از پیغمبر خدا مایه نگذاریم در کارها. و همین آقا در نوبت بعد وقتی که سقوط میکند از نظر نمره و رأی میگوید ای کاش شرکت مردم بهتر بود! شرکت چشمگیری نبود و باید فکری کرد و چه کرد...! چه شد بابا؟ این مردم که همان هستند، پلاسمای ایشان که عوض نشده است! گلبول سفید و قرمز که همان است، پلاکتها هیچ تغییر نکرده است، مخ هم همان مخ است، هم آن کسی که به تو رأی دادند «مخ ما فیه» هم آن که رأی ندادند «مخ ما فیه» در هر دو «مخ مافیه» است آخر آدمیکه ملاک داشته باشد یک روز کم و زیاد نمیکند، یک حساب دارد، یک شخصیت دارد، یک فکر دارد با همان یک فکر میرود جلو، شایعات که او را نمیگیرد، تبلیغات که او را نمیگیرد...

