جلسه ۱۰۷
12یک بحث این است که تمسک به اصل برای شک در جواز و عدم جواز مواقیت برای آن اجرای اصل آن جا بکنیم اگر اجرای اصل است اجرای اصل محاذات با میقات تنها که نیست ما اجرای اصل میکنیم برای ادنی الحل و عدم الزام شارع مکلفین را بر احرام به مادون ادنی الحل! در این جا اطلاقات داریم بر این که لایجوز لاحد ان یدخل حرماً الّا محرما به جای خودش هست عموماتی که در این جا داریم وقتی در این جا داریم روایات مواقیت را هم میگذاریم برای مکلف شک در جواز و کفایت احرام از غیر میقات است اصل برائت میگوید از میقات شما لازم نیست احرام ببندید وقتی لازم نیست چرا از محاذات میرویم از ادنی الحل! پس چرا در این جامحاضات گفته شده است این محاذات بخاطر روایت عبداللَه بن سنان است و اینها شاید در این جا به این خاطر اصل را اجرا کردند که پس از ورود روایت عبداللَه بن سنان ما اصل برائت جاری میکنیم نه قبل؛ یعنی وقتی که روایت عبداللَه سنان بیاید و محاذات با میقات را کافی بداند حالا برای ما شک پیدا میکند که آیا با وجود روایت عبداللَه بن سنان باز باید به روایت مواقیت تمسّک کرد یا نه در این جا اصل برائت میآید عدم الزام به احرام در مواقیت را بیان میکند وقتی که عدم آن الزام به احرام در مواقیت با اصل برداشته شد در این جا چه برای ما میماند روایت عبداللَه بن سنان میماند از این راه ما میتوانیم بگوییم که خب شاید اینها که میگویند اجرای اصل شاید به این خاطر است والاّ طبق قاعده وقتی که شما میگویید روایت عبداللَه سنان واقع شده است در آن جا باز صحبت خواهیم کرد که باز در آن جا یک اشکالی در این اصل وارد میشود که آن اشکال دیگر قابل حلّ نیست در وقتی که روایت عبداللَه سنان را میخوانیم یعنی بر فرض مقابله روایت عبداللَه سنان با روایت مواقیت باز در این جا اجرای اصل اقتضای جواز احرام از ادنی الحل را میکند.

