اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۵

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (3) - 22-03-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۵

8
  • تلمیذ: بر اساس همان روایت عبداللَه بن سنان که احرام از محاذاة جایز است شاید روایتی بوده باشد به دست ما نرسیده باشد.

  • استاد: شاید هم نبوده است و لذا به دست ما نرسیده است.

  • تلمیذ: خب روایت عبداللَه بن سنان که بوده.

  • استاد: همین! گفتم که بعدا ما راجع به آن صحبت می‌کنیم، ببینید این که شاید و ممکن است و امثال آن را اصلا از بحث به طور کلی باید خارج کنیم شاید را می‌دانید چه کسانی می‌گویند؟ هر کسی بماند و راه را نیابد می‌زند به شاید، شاید بوده است، قدما بر مسائلی و ... اینها همه اشتباه رفتن است شاید نداریم، ما هستیم و این روایات و قرائن و شواهدی که ملموس است و مورد دقت و مورد مطالعه، همین، چیز دیگری نداریم با شاید انسان نمی‌تواند فتوا بدهد. با شاید انسان نمی‌تواند اجتهاد کند. روایت امام صادق باشد روی چشم دیدید دیدید، ندیدید، خب مُثاب هستید یا این که معفوّ ‌هستید، در هر صورت این گونه نیست که لازم باشد حتما نسبت به همۀ اصواب و همه مسائل اشراف داشته باشید.

  • ما بنده‌ای هستیم مثل همۀ بندگان خدا بی دلیل هم برای مردم پُز زیادی ندهیم خودمان را مالک الرقاب مردم تصور نکنیم به مقدار سوادمان به مقدار بضاعت مُزجاتمان نگاه می‌کنیم آن چه که به نظر ما می‌رسد می‌گوییم در این هم باید مدعی باشیم که اشتباه می‌کنیم خطا می‌کنیم و بسیاری از مردم از ما بهتر می‌فهمند، آقا بهتر می‌فهمند، هنوز کاه نخورده‌اند! بعضی غذا هم به ایشان بدهی می‌روند کاه می‌خورند به آنها کار نداریم، نه همه این طور نیستند می‌فهمند و با شاید و اینها مطلب کشف نمی‌شود این شاید را اصلا به طور کلی از ذهنمان ببریم بیرون. آن طلبه‌ای که در ذهنش شاید می‌آورد یک قدم دیگر نمی‌تواند بردارد. یک مجتهد شاید در ذهنش نیست، احتمال در ذهنش نیست قرینه در ذهنش می‌آید، شاهد در ذهنش می‌آید، شواهد در ذهنش می‌آید ولی شاید و احتمال در ذهن نباید بیاید این مسئله مسئلۀ مهمی ‌است ما هستیم و آن زمان، الان داریم مسئله را بررسی می‌کنیم افرادی که در آن زمان بودند مگر آن افراد همه از خود مواقیت بودند اگر همه از خود مواقیت بودند پس چرا شخص به امام صادق می‌فرماید می‌خواهد راهش را عوض کند از غیر ذوالحلیفه برود پس معلوم است هزار تا راه بوده است حضرت می‌فرماید: که ستة امیال از مدینه دور بشود و بعد از محاذاة میقات احرام ببندد این طور نبوده است که فقط افراد منحصر باشد حرکتشان از همین ذوالحلیفه و مدینه و سایر مواقیت.  گذشته از این دلیل، اگر قرار باشد محاذاة با میقات صحیح باشد مردم مگر چه مرضی دارند که همه بیایند ذوالحلیفه؟ هر که این طرف است همان جا خر را سوار می‌شود و راه می‌افتد و می‌رود.