جلسه ۱۰۵
7احکام برای افراد در همۀ ازمنه بایستی که مشخص شود تکلیف باید مشخص شود، وقتی رسول خدا میفرماید برای کسی که مرور کند نمیتواند نسبت به مسئلۀ دیگر ساکت باشد، این سکوت حضرت چه معنا دارد؟ بالاخره ما نمیتوانیم بگوییم در مقام سکوت تکلیف نیست، یا تکلیف به جواز است یا تکلیف به عدم جواز است، از این دو خالی نیست. شما فرض کنید که دو نفر هستند شما هم دو تا پرتغال دارید به یکی میدهید و یکی را میگذارید این جا میگویید آقا تکلیف این چیست؟ این پرتقال را شما همین طور نگه دارید آن فرد را هم به همان نحو رها کنید یا باید به او داد یا این که نداد، مشخص کنید، این که همین طوری نگه دارید و او هم ساکت باشد نمیشود بالاخره در این جا نیت شما در این میانه چیست؟ آیا بر اعطاء است یا بر عدم اعطاء؟ سکوتی که در این جا شده است نسبت به محاذاة میقات به کدام یک از دو طرف این معادله باید حمل کرد؟ بر جواز احرام یا عدم جواز احرام؟ صحبت در این است شما جواز احرام را از کجا اثبات میکنید؟ این یک مسئله است که نسبت به این مسئله اشکال است مطلبی که در این جا مطرح شده است و بسیاری از فقها این را مطرح کردند و آن طوری که من یادم هست نمیدانم شما مطالعه کردهاید که تشبّث به همان قواعد کلی است قواعد کلی اباحۀ در جواز احرام است به قاعده همان اصل جواز فعل تا مادامی که از شارع نهی رسیده باشد شما میتوانید از هر جا که هست احرام ببندید تا وقتی که شارع نهی نکرده باشد صحبت در این است در مسائل توقیفیه که در آن جا اصول جاری نیست در آن جا باید تعبد بر شارع باشد در آن جا چه قاعدهای حاکم است؟ فورا بگویید اشتغال!! وقتی که شارع، طواف احرام را در این جا الزام میکند بر مکلف و نسبت به آن احرام ساکت است در این صورت چه حکمی برای مکلف است که مکلف قطع به برائت ذمه و رفع اشتغال ذمه و تکلیف داشته باشد؟.

