اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۵

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (3) - 22-03-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۵

5
  • رسول خدا که در مقام تشریع، خود میقات را به عنوان محل برای احرام ذکر کرده است چطور حضرت در مقام تشریع [تکلیف سایرین که از میقات عبور نمی‌کنند را مشخص نکردند] شما فرض کنید روایتی که از عبداللَه سنان است، در چند سال قبل صادر شده است؟ دویست و پنجاه سال گذشته است، صد و پنجاه سال از زمان رسول خدا گذشته است، کجای این مدت روایتی داریم، حتی از اهل تسنن، بر این که افرادی که از محاذاة میقات عبور می‌کردند احرام می‌بستند؟ تمام افراد از هر جا که می‌‌آمدند سرشان را کج می‌کردند به سمت میقات و اصلا از اول مسیرشان را قرار می‌دادند به سمت آن میقاتی که نزدیک به آنهاست. اهل شام مسیرش مشخص است، اهل عراق مشخص است، طائف مشخص است و سایر افراد اینها همه میقاتهایشان مشخص بود و افراد هم بر طبق همان نقشۀ جغرافیایی که در آن زمان داشتند راههای خودشان را بر همان کیفیت ترسیم می‌کردند.

  • معظم حرکت افراد از غیر مواقیت بوده است اگر محاذاة با میقات در لسان شارع جعل شده بود همان موقع پیغمبر می‌فرمود، این مواقیت برای کسی است که مرور کند و محاذاة آن برای دیگران است که بر مواقیت مرور نکنند، روایتی نداریم که: راهتان کج نکنید، این همه راه سیرتان را و طریقتان را طولانی نکنید تا بخواهید به میقات برسید و مثلا پانزده روز، بیست روز راهتان را اضافه نکنید تا به میقات برسید و از میقات عبور کنید، یک روایت ما نداریم، از خود رسول خدا گرفته تا ائمه که بیایند محاذاة با میقات را به عنوان «احدالمواقیت» معرفی کنند که مواقیت آن مواقیت معلومه هستند مانند یلملم و وادی العقیق و غیرهما و یکی از آن مواقیت هم محاذاة باشد! خیلی خب مسئله تمام می‌شد، حل می‌شد. این که شارع بیاید نگاه کند در مَرآی و منظر و افراد را ببیند ـ منظور از شارع رسول خدا و ائمه نه فقط خود خداوند تبارک و تعالی ـ و آن حرکت افراد را ببیند و سختی و صعوبت سیر را مشاهده کند و هیچ نگوید و صدایش درنیاید چه مفهومی ‌دارد؟ وقتی که شما مثلا یک اتوبان از قم به تهران دارید که این طرف است و یک جاده هم آن طرف است حالا اگر به شما خبر بدهند که این جاده را بسته‌اند و دارند تعمیر می‌کنند و افراد همه باید از آن طرف بروند ساوه و از سلفچگان و دور بزنند خب مردم این همه باید راه بروند، خسته و درمانده شوند و اداره راهنمایی من باب مثال تماشا کند، مردم آن جا ازدحام کرده‌اند و معطّل شده‌اند اعم از زن، بچه، پیر و ... گرمای هوا...، ولی یک کلام از زبانش درنیاید بگوید این جاده باز است و بسته نیست شما از این جا می‌توانید بروید. شما به این اداره چه می‌گویید؟! حالا در اینجا قضیه یک روز و دو روز نیست که راهشان را کج کنند بروند ذوالحلیفه یا یلملم و امثال ذلک، گاهی اوقات ممکن است یک ماه تفاوت بین مسیر باشد!! آن موقع هواپیمای بوئینگ 747 که نبوده، خر بود و کجاوه بود و ... و پانزده روز یا یک ماه طول می‌کشید، دو ماه گاهی از اوقات طول می‌کشید. در این ها بچه هست، پیر هست، هَرِم هست، شیخ هست، عجوز هست و اینها با این کیفیت می‌آ‌مدند و رسول خدا و ائمه همین طوری نگاه کنند؟ اصلا معقول است به نظر شما؟! معقول است بگوید که آقا چرا این قدر راهتان را زیاد می‌کنید...