جلسه ۱۰۵
4اشکالی که در این جا بر این نظریه وارد است این است که این میقات برای کسی است که مرور کند یعنی راهش از آن میقات باشد ولی از آن اول میقات احرام نبندد و بعد بیاید جلوتر به میقات نزدیکتر برسد یا بیاید به ادنی الحل و امثال ذلک این اشکال وارد است یعنی کسانی که محاذاة با میقات را کافی میدانند اینها میتوانند به این مسئله متمسّک شوند که گرچه در روایات داریم که «وقّتها رسول اللَه» ولی برای کسی که مرور میکند امّا کسی که مرور نمیکند نه! پس چیست؟ حداقل این است که حضرت در اینجا ساکت است گرچه اسمی از محاذاة نیامده ولی ساکت است حالا آن سکوت حضرت و به طور کلّی سکوت ائمه علیهمالسلام نسبت به افرادی که از محاذاة میقات سیر و حرکتشان هست، آن سکوت با قرائن و شواهد یا با ادلۀ دیگری که ممکن است در این جا باشد، نه این که مقیّد شود بلکه آن سکوت میآید ظهور پیدا میکند. پس بنابراین مسئلۀ اصلی این است که این مواقیت، مواقیتی است برای کسانی که عبور میکنند از این میقات، این یک مسئله.
جوابی که ممکن است از این قضیه داده شود در این جا این است که گرچه رسول خدا در این جا ساکت بوده است از حرکت و سیر طریق حُجّاجی که مسیرشان از محاذاة میقات است ولی رسول خدا در مقام تشریع مواقیت بوده است ائمه علیهمالسلام در مقام تشریع حکم میقات هستند در حالتی که مُعظَم افراد طبعاً از محاذاة میقات مرور میکردند. این را ببینید این مسئله، مسئلۀ استنباطی و اجتهادی است نکتۀ اجتهادی و استنباطی که در این جا فهم ما را نسبت به کیفیت مراد امام علیهالسلام و رسیدن به آن حکم و ملاک روشن میکند. این است که بسیاری از افراد و معظَم آن افراد مسیرشان از طریق میقات نبوده از طریق غیرمیقات بوده و محاذاة با میقات میشده، بالاخره هر کسی از هر طرف کرۀ زمین بیاید محاذاة با یکی از میقاتها خواهد بود بالاخره زمین گرد است وقتی که گرد است و کعبه را در آن نقطۀ بالا فرض کنید و در دور کعبه یک خطوط دایری ترسیم کنید نسبت به شش نقطه که از این نقاط بقاع ارض قرار گرفته است یک خط دایرهای قرار دارد که به آن محاذاة با میقات گفته شود و محاذاة هم فقط نه اینکه چسبیده است؛ یعنی در هر کدام از این دایرههایی که به دور کعبه ترسیم شده است ـ چون زمین گرد است ـ میشود محاذاة با میقات که در وسط آن دایره و رأس شعاع کعبه قرار دارد و در نقطۀ خروجی دایره میقات قرار دارد حالا خود آن میقات میشود یک دایره، میقات نزدیکتر میشود دایرۀ دوم تا نزدیکترین میقات، تا میرسد به ادنی الحل که خود ادنی الحل نیز دارای یک دایره است ـ البته دایره نیست یک مقداری تفاوت دارد یک کم و زیاد دارد ـ

