جلسه ۱۰۵
3اما بحث به نحو اختیار است لذا امام میفرماید باید برگردد و از همان میقاتی که گذشته دوباره احرام ببندد الا این که دیگر فرصتی نداشته باشد در غیر این صورت یا کار حرامی است یا در صورت خطا، کار حرامی نکرده و خطا کرده است ولی در صورت اختیار و عالما و عامدا آیا این محاذاة با میقات کفایت میکند یا نه؟
روایاتی که در این جا داریم میفرماید که «فلیس لاحد أن یعدوا من هذه المواقیت الی غیرها» این یک دسته است که نسبت به این افراد دلالت بر انحصار مواقیت میکند برای کسانی که میخواهند احرام ببندند اما صحبت در این است که ما آن چه را که در روایات داریم نسبت به فقهایی که قائل به عدم جواز احرام هستند از محاذاة میقات عمدۀ دلیل اینها عبارت است از این روایاتی که دلالت میکند بر انحصار «مواقیت التی وقّتها رسول اللَه که فلیس لاحد ان یعدوا منها» برای این افراد در ابتدای امر میتواند دلیل موجّهی باشد و در این روایات محاذاة با میقات نیامده است پس بنابراین این روایات دلالت میکند بر این که احرام برای محرم از نفس این امکنۀ خاصه باشد روایات هم که زیاد است در بعضی از روایات مثل روایت موسی بن جعفر حتی در آن تحذیر است که مگر تو میتوانی از خودت مواقیت را کم یا زیاد کنی؟ و دلالت دارد که حضرت ناراحت شدند از این که چرا آن شخص با آن افراد که مخالف مذهب بودند زودتر احرام نبسته و بعد آمده آن جا احرام بسته!
اشکالی که بر این مسئله وارد میشود این است که گرچه در این روایات انحصار مواقیت است ولکن در این روایات قید شده است که برای کسی که مرور میکند از اینها لیس لاحد أن یعدوا؛ یعنی تجاوز کند و از این میقات رد شود مگر محرماً حالا اگر کسی از این میقات رد نشد تکلیف او چیست؟ میقات این جا است و این شخص دارد از این جا میآید تکلیف این چیست؟ به میقات کاری ندارد؛ یعنی باید از اینجا بچرخد از این جا بایستد و محرم شود؟ این که مرور از میقات نیست عُرفاً مرور از این میقات نمیگویند.

