جلسه ۱۰۵
18ما باور نداریم تقدیر و ارادۀ خدا را، ما باور نداریم کیفیت جریان مشیّت خدا را، باور نداریم که همان که تا به حال با قدرت گلوله و بمب بر مردم حکومت میکرد اولین کسی است که فورا ترس میآید در کلۀ او و فرار میکند این را باور نداریم چرا؟ چون تفنگ دست ما است خیال کردیم جبرئیل نوکر این تفنگ ما است! عزرائیل! بابا جان به اندازه یک پشه از تفنگ تو حساب نمیبرد حالا تمام خلایق زمین و آسمان و ملائکه را همه را به یک تفنگ این قدری نگه داشتهای راست میگویی این تفنگ را بیانداز ببینم چند دقیقه این جا میایستی؟ تفنگ را بیانداز، مگر نمیگویی مردم من را میخواهند جناب رهبران عرب؟ من خطابم به آنها است، مگر نمیگویید مردم ما را میخواهند؟ تفنگتان را بیاندازید، یا نه نخیر من تفنگ را برای امروز میخواستم برای این که مردم خودم را بکشم طیاره را که از فرانسه خریده بودم جناب رهبران و اینها آن طیارهها اغلب مال فرانسه و اینها است آن طیاره با آن جایی نجنگیدم صلح و امان الحمدلله همۀ این طیارهها در آشیانههای خودشان همه محفوظ ولی اگر مردم صدایشان درآید با همینها تکه تکهشان میکنم ما طیاره برای مردم خریدیم با کشوری دعوا نداریم با جایی ما دعوا نداریم در صلح و آرامش هستیم و امنیت.
ما تقدیر خدا را نفهمیدیم از این گذشته اگر یک در میلیون احتمال میدادیم شاه برود همان احتمال را در مورد صدام میدادیم، او صد درجه بدتر از شاه بود آن اقتداری که صدام داشت آن دیکتاتوری و قساوتی که صدام داشت، کجا آن را شاه داشت؟ اصلا جانور عجیبی بود، جانوری بود برای خودش، جانوری بود صدام، چیز عجیبی بو.د وقتی این جریانات پیش آمده بود و امریکا خلاصه گیر داده بود به این قضایا و اینها، من یک شب رفتم در فکر که قضیه چیست؟ این بدبخت میگوید که ما بمب اتم نداریم تو را به خدا بیایید نگاه کنید همه جا را بگردید... یکدفعه به ذهنم آمد بابا پروندۀ این هم بسته شده است بیچاره! خدا انداخته آمریکا را به جان این! بالا برود و پایین بیاید باید تشریفش را ببرد آن نمایندۀ بیچاره در سازمان ملل گفت بابا بیایید بگردید... گفتند ما کاری نداریم شما بمب اتم دارید! آقا دارید! آنها افتاده بودند روی خط آن تو داری چشمت نمیبیند اگر حلالزاده بودی میدیدی که چقدر از این نمیدانم فلان و از این حرفها شما دارید دارید که دارید خداحافظ شما نآنآن هم گذاشت آمد بیرون داریم دیگر برای چه شما ایستادید این جا داریم این پرونده بسته شده است این مسئله را متأسفانه ما نمیبینیم که یک روز همین سرب داغ کرده را به ما میخورانند این را ما نمیبینیم غفلت برای ما پیدا میشود شهوت برای ما پیدا میشود چشممان را میبندیم خلاصه بالا میرویم پایین میآییم امیرالمؤمنین میگوید بابا نگاه کنید عبرت بگیرید! آخر آدم عاقل دو درصد هم احتمال بدهد ترتیب اثر میدهد عبرت بگیرید از شما گُندهترها را کشاندند زمین، قویتر از شماها را بزرگتر از شما را چرا عبرت نمیگیرید؟

