جلسه ۱۰۵
10این که در این جا رفت کنار، خب چه باقی ماند؟ ما چیز دیگری در این جا نداریم یک مسئلهای که در این جا هست علاوه بر این قضیه این است. نسبت به خود این که عرض شد که نسبت به این مسئله سکوت است از این جا ما استفاده میکنیم که علاوه بر این که ما در این جا نمیتوانیم در مقام شک به جای تمسک به اشتغال، تمسک به اصول عملیه بکنیم در اصل تکلیف، اشتغال بر سایر اصول عملیه در این جا مقدم است.
مثل همه مواردی که قاعدۀ اشتغال در آن جا جاری است در مسئله طهارت و نجاست و در مسائل اصول موضوعی و اصل حکمی که صحبت آن شد. یک مطلبی که در اینجا نسبت به عدم جریان اصول عملیه هست مسئلۀ قرائن قطعیه در زمان شارع است. این مسئله از اجرای اصول عملی برای فقیه جلوگیری میکند. اگر قرار بود که همین اصل عملی ساری و جاری باشد در زمان شارع چرا مردم نیامدند از محاذاة با میقات احرام ببندند و اصل عملی جاری کنند؟ بلکه همه میآمدند و از همین مواقیت سته محرم میشدند. پس معلوم میشود محذور از اجرای اصل در این جا هست. خب این همه افراد بودند، صحابه، بزرگان، افرادی که میآمدند سوال میکردند، ولی ما روایتی نداریم که به آن تمسک کنیم. لذا یکی از مواردی که شما مشاهده میکنید قطعا در اینجا لولا آن قرینۀ خاصه و شواهد خارجی اقتضای جریان اصل عملی را میکند شما برخلاف آن را میبینید. فرض کنید امام علیهالسلام این را گفته است میبیند که این جا جایی است که باید برائت جاری شود شما نمیبینید، مسائل متعددی در اینجا هست من در قسمت برائت عرض کردم در چند مسئله هست که در آن مسائل احتیاط است فرض کنید یکی مسئله دماء است، یکی مسئله نفوس و اعراض است، آن جا شما این مسائل را نمیبینید در صورتی که جا جایی است که اصالت البرائه جای آن است، ولی اشتغال میآید، احتیاط و امثال ذلک در آن جا میآید.

