اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۵

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (3) - 22-03-1432

جلسه ۱۰۵

15
  • ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار

  • که تاج کیان را کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو1 

  • عجب این همان عرب شیر شتر خورده و سوسمار خور حالا آمده می‌گوید من رئیس جمهور نیستم که بروم، من رهبر هستم، رهبر که نمی‌رود، خب دیگر این هم یک منطقی است! رهبر که نمی‌رود، رهبر می‌ماند و همۀ مردم را می‌کشد! چه اشکال دارد؟ گفته، همین ایشان گفته که بنده می‌مانم و همه را می‌کشم، همه فدای ما! مسئله‌ای نیست! همین طور بوده دیگر از سابق این طور بوده حالا این آقا که اسمش همه جا به عنوان یک فرد مبارز با اسرائیل و با امریکا و با صهیونیست و با استکبار و اینها بود کارش به جایی رسیده ـ پس او هم این حرفها را بلد است ـ می‌گوید اینها عوامل خارج است! این مردم عوامل خارج‌اند! عوامل؟ پس تو این جا چکار می‌کردی جناب رهبر در این مدت که داشتی بر این مردم حکومت می‌کردی؟ این عوامل خارج از کجا درآمد؟ ملیونها میلیون عوامل خارجی مگر می‌شود؟ 

  • تلمیذ: گفته به همه مواد مخدر داده‌اند!

  • استاد: مواد مخدر داده‌اند به همه؟ خب تو این جا چکار می‌کردی؟ تو چه رهبری بودی؟ لابد تو هم بله، همان طور که بودی، تو هم مشغول بودی با همین عوامل خارجی! سرت با همین عوامل خارجی گرم بود! بله، معلوم می‌شود آقا اینها همه حرف است، ما داریم می‌زنیم، حرف است، در مقام عمل که بیاید بنده می‌شوم صدام. من با عمامه! آن بیچاره صدام عمامه نداشت، می‌شوم صدام و له می‌کنم مردم را می‌رویم تا آخر بنده می‌شوم مغول! 

  • چنگیز مغول در نیشابور آمد و گفت یک خانه در این نیشابور نباید بماند! ایستاد کنار شهر رفتند شروع کردند تخریب کردند روز دوم، روز سوم، چه کنیم گربه‌ها را گفت بگیرید و سر ببرید یعنی یک جاندار در نیشابور نباید باشد، صاف کرد، جو کاشت بعد حرکت کرد، من می‌شوم مغول چون آن مغول همین را داشت، پلاسمای او همین بود، گلبول سفید او همین بود، مثل ما بود گروه خون یا A مثبت بود یا O منفی بود یا AB و ... همین. گروه خونی با ما فرق نکرد نَفَس و نَفْس ایشان فرق نکرد، الان هم همین است ضد امپریالیسم خودمان را معرفی می‌کنیم ولی به جای آن مردم خودمان را بمباران می‌کنیم، صدایت نباید دربیاید، له می‌کنیم کسی هم نمی‌گذاریم برای تو حالا دیگر چقدر این وسط انصاف باشد و فلان و ... 

    1. فردوسی، شاهنامه