اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۵

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (3) - 22-03-1432

جلسه ۱۰۵

13
  • این مسئله در این جا بایستی که مورد توجه قرار بگیرد در یک همچنین وضعیتی شما می‌بیند که شارع از محاذاة با میقات حرفی نزده است در حالتی که این جا مجرای اصل برائت است. این جا باید اصل اشتغال را انجام داد، قاعدۀ اشتغال است، قاعدۀ برائت نیست، این نکته جایی ذکر نشده است. پس تا این جا ما رسیدیم به این که تمام آن ادله‌ای را که فقها رضوان اللَه علیهم، بزرگان، نسبت به جواز کفایت احرام در محاذاة با میقات است لولا روایت عبداللَه بن سنان، ادلۀ ‌اینها کفایت نمی‌کند. حالا فردا ببینیم که روایت عبداللَه بن سنان را چه کنیم و با او چگونه برخورد کنیم و ببینیم که آ‌یا می‌تواند این روایت مستمسک باشد با وجود این شواهد یا این که این روایت در مورد خاص دیگر است.

  • تلمیذ: نظر شما در خصوص شغل صرافی چیست؟ 

  • استاد: اشکالی ظاهراً ندارد، ولی خوب نیست، شبهه دارد. به حسب ظاهر بخواهیم یک چیزی سمبل کنیم. 

  • تلمیذ: آیا چون نمی‌توانند مسائل ربا را رعایت بکنند کراهت دارد این تعلیل درست است یا نه؟

  • استاد: نه! این که چون نمی‌توانند، اگر قرار باشد بر این که ربا باشد دیگر در این صورت «نمی‌توانند» معنا ندارد، خود کاغذ فی حد نفسه اعتبار ندارد. کاغذ این است این شما این قدرش را فرض کنید که ده تومان نمی‌خرید ولی همین که همین کاغذ امضایی می‌آید زیر آن این کاغذ ده تومانی می‌شود ده میلیون این به دلیل آن امضا است، خود کاغذ اعتبار ندارد، چه آن کاغذ دلار باشد یا اسکناس ما باشد، هیچ کاغذی اعتبار ندارد.

  • یا فرض کنید که جاهای دیگر باشد آن هم همان اعتباری که دولت به این می‌دهد و این را در معرض داد و ستد درمی‌آورد حالا آن پشتوانۀ این اسکناس، پشتوانه اگر مکیل و موزون باشد بر آن اساس این ربا می‌شود. مثلا فرض کنید که طلا باشد، نقره باشد، چنانچه اگر نفت باشد، کشورهایی که نفت خیز هستند اینها مکیل و موزون است و بر آن اساس حکم ربا جاری می‌شود، پشتوانه یعنی همین یعنی اگر فرض کنید که طرف اسکناس را داد شخص مقابل می‌گوید اگر این اسکناس نتوانست در اینجا قیمت داشته باشد در مقابل آن نفت هست می‌گیریم مصرف می‌کنیم؛ یعنی نفت را گذاشته مثل پشتوانه در منزل خودش و بعد در ازای او و به مقدار می‌آید اسکناس تولید می‌کند حالا اگر بیش از آن مقدار نفتی که می‌تواند ارائه بدهد اسکناس تولید کرد یعنی فرض کنید که در سال این این قدر میلیون بشکه می‌تواند نفت استخراج کند ولی دو برابر آن اسکناس تولید کرد نیم برابر آن می‌شود بدون پشتوانه یعنی فرض کنید که اگر کل این اسکناس را دادند به کشور دیگر این در مقابل این اسکناس به مقدار نیم آن توان باز پس گیری دارد. یعنی آن فرض کنید که این قدر اسکناس داده این قدر جنس به این کشور صادر کرده ولی در قبال این مقدار جنس نصفی را می‌تواند استیفاء کند نفت بگیرد نصف دیگر روی هوا رفته پس نصفی از این اعتبار ندارد این نسبت به امسال نسبت به سالهای بعد حکم خاص خودش را دارد این مسئله، مسئلۀ پشتوانه است.