جلسه ۱۰۴
5اولیاء خدا و بزرگان و عرفا یک خدا بیشتر نداشتند، آن خدا خدای حج واجبشان بود، آن خدا خدای حج مستحب و عمرۀ مستحب ایشان هم بود، آن خدا خدای روزۀ واجبشان بود، روزۀ ماه رمضانشان بود، آن خدا خدای روزۀ مستحب ایشان هم بود، آن خدا خدای نماز واجبشان بود....، یک خدا است، یک ملائکه است، یک توجه است، یک عالم ربوبی است، یک واحد است، منتهی خب در اینجا الزام است، در آنجا الزام نیست، تفاوت فقط در این است اما در خود توجه که تفاوتی نیست.
لذا آنهایی که در حال نماز خیلی میخواهند دفع خواطر کنند در موارد مستحبی هم این کار را انجام میدهند؟ نه، در عین این که نماز میخوانند کتابشان را هم مینویسند، سوالاتشان را هم حل و فصل میکنند، مراجعاتشان را، همه را در نماز قشنگ انجام میدهند و وقتی که یکی دو رکعت نماز خواندند کلی کار کردهاند! خب نمیشود! مقرون به صرفه باید شود! وقتی که آدم یک کاری میکند باید یک تیر را به چند هدف بزند! تا این که بتواند خلاصه از عهدۀ او برآید! وقت من عزیز است! وقت من ارزش دارد! بلندشوم نماز مستحب بخوانم؟! نه بابا، هم نماز مستحب میخوانم و هم...، مثل بعض اشخاصی که وقتی کسی از آنها فوت میکند دم در حرم میایستند و خرما تعارف میکنند. یک وقت مشهد حرم مشرف میشدم دیدم یک نفر یک جعبه خرما دستش گرفته است برای خیرات اموات، نفری یکی هم باید بردارند! یکی یک دانه خرما باید بردارند و یک حمد بخوانند! چون پول داده است! مفت که نیست! گفت چرا یک مشت خرما برداشتی؟ اتوبوس که چپ نشده است! یکی مرده، هر نفر یک خرما! پول دادیم بایستی که به تعداد خرماهای جعبه فاتحه به روح آن میت برسد! تو الان دو تا برمیداری یک فاتحه میخوانی و فقط یک ثواب به میت میرسد! خلاصه حساب حساب است کاکا برادر، هر چیز جای خودش را دارد، اینها همه کشک است. جعبۀ خرما را بردار بده به فقیر، ثوابش از هزار تا فاتحه که برای مرده بخوانند بیشتر به آن میرسد، به جای خرما یک شکم سیر کن به جای این خرما لباس بده، به جای این بیچارهای را دستگیری کن... بیشتر به میت ثواب میرسد.

