جلسه ۱۰۴
3خب همه اینها خلاف شرع است، اینها همه مسئولیت دارد برای افرادی که مردم را به شبهه میاندازند، آن چه که ما در روایات داریم این است که ابتدای طواف باید از حجرالاسود باشد. خیلی خب من نیت میکنم خدایا احرام من را از اول حجرالاسود قرار بده، میآیم انجام میدهم، خب نیاز به نیت مجدد ندارد، چه کسی گفته باید از اول حجرالاسود که برسی همین که موازی شدی دوباره نیت طواف کنی؟ همه اینها غلط است، کجا ائمه به یک همچنین مطالبی دستور دادهاند؟ پیغمبر کجا این طور طواف میکرد؟ سوار شتر میشد، شتر دور خودش میچرخید و میرفت و پیغمبر هم به این مسائل کاری نداشتند، اینها چیزهایی است که ما خودمان آمدیم با تفریع فروع هی دایرۀ تکلیف را تضییق کردیم و بر اساس این، تضییق را در فتوی تسری دادیم و تسرّی این تضییق در فتوا را تحمیل بر مردم کردهایم. اینها همه در آن مراتب مختلف خودش در واقع در وهلۀ آخر چوبش را ملت عوام و مردم مقلِّد بیچاره میخورد که بایستی عملی را که انجام دهد که سرتاپا در آن شک باشد، سرتاپا در آن شبهه باشد، سرتاپا در آن نگرانی و ... در خیلی از مسائل همین طور است که در مورد آنها إنشاءاللَه اگر آن چه را که مورد نظر است انجام شود توضیح داده خواهد شد.
اینهایی که بنده عرض میکنم خدمت شما، اینها مسئلۀ حیاتی و کلیدی استنباط است که چطور یک مجتهد وقتی که میخواهد نظر بیاندازد بر روایات و آن مغزا و مراد شارع را میخواهد از متن روایت به دست بیاورد باید خودش را در فضایی قرار بدهد که در آن فضا معصوم علیهالسلام القای حکم را و القای تشریع را در آن فضا قرار داده است.
وقتی امام صادق علیهالسلام میفرماید ذوالحلیفه اول میقات است، آیا منظور امام صادق مسجد شجره با آن دیوار خودش تعیین شده است، مثل فرض کنید که کعبه، چون در کعبه مسئله این طور است، چهار گوشۀ کعبه تعیین شده است، لذا در مورد کعبه داریم - چون خصوص کعبه به همین نحو است و به همین کیفیت مضبوط است - کسی که میخواهد طواف کند نباید دستش را به شاذروان بزند چون جزئی از بدن او داخل خواهد شد. این هم که عرض میکنم مربوط به یک نگرش است معلوم نیست که حتما درست باشد. حالا ما در مورد این انشاءاللَه میرسیم.

