جلسه ۱۰۴
4ما در روایات نداریم این مسئله را که شخصی که در حال طواف است اگر بخواهد تقبیل بیت کند یا استلام بیت کند آنجا طواف را بایستی که قطع کند و از قبلش دوباره انجام بدهد، این در روایات نیست، این فقط یک استظهار است، استظهاری است که حتی من از بزرگان هم شنیدم این مطلب را که خب این موضوع بر این اساس است که آن چه را که محدودۀ کعبه است، آن محدوده در همان محدوده شاذروان قرار میگیرد، آن جا محدودۀ کعبه است و خود کعبه فی حد نفسه داخل کعبه محسوب میشود، نه خود محدودۀ کعبه، یعنی آن مقداری از دیوار مرتفع که مقداری دورتر است.
ولی در اینجا میتوانیم این مطلب را بگوییم که موقعی که رسول خدا طواف میکرد و بعد در همان موقع بیت را میبوسید آیا دیده شد که پیغمبر یک قدم، دو قدم عقبتر آمده باشند و دوباره نیت بکنند؟ دیده نشده این مسائل، آیا دیده شده ائمه وقتی طواف میکردند...؟
البته طواف مستحبی فرق میکرد، مسامحهای که در مستحب است در واجبات که نیست. آیا این طور بوده است؟ یعنی ائمه دو جور طواف داشتند؟ یک طواف واجب داشتند که حتما باید خارج از شاذروان باشد، طوافی که در آن جا تقبیلی نبوده، استلام حجری نبوده، استلام رکن یمانی و تقبیل رکن یمانی و مستجار و اینها نبوده؟ به این نحو بوده است؟ و این روایاتی که داریم یا این قرائن و شواهدی که میگویند که ائمه تقبیل میکردند، مربوط به طواف مستحب بوده است! ما یک همچنین چیزی را استفاده نمیکنیم.
یک وقت من از مرحوم آقا سوال کردم آن توجهی وحضور قلبی را که انسان در نماز واجب باید داشته باشد آیا همان در نماز مستحب هم هست؟ یا این که در نماز واجب به نسبت نماز مستحب باید بیشتر رعایت بشود؟ ایشان فرمودند بین نماز واجب و مستحب که تفاوتی نیست! ببینید این خیلی حرف بزرگی است! فقط مسئله در الزام و غیرالزام در اینجا مطرح است نه در اصل صلاتیت و اتیان به تکلیف و احضار نفس در قبال حضور پروردگار که آن حضور، حضور قیومی است و حضور دائمی است. انسان خودش را در قبال این حضور احضار میکند خب این چه فرق میکند؟ منتهی در بعضی از جاها تکلیف است و تکلیف الزام میآورد و در بعضی موارد تکلیف نیست. مگر خدا عوض شده است در نماز مستحب که آدم بخواهد تکلیفش را تغییر بدهد؟ خدای واجب مگر با خدای مستحب فرق کرده است؟ که در آن جا همچنین و لاالضالین را ببر بالا که از سقف هم بزند بالاتر، اما در نماز مستحب که میشود نه، خدای بیچاره! همچنین خیلی و لالضالین... یاد چک و سفته و بدهکاری بیافتند، یاد کتک کاری و کتک خوردن بیافتد، بالاخره این خدای عمل مستحب است!! میگویند: آقا این مستحب است، خیلی هم مهم نیست! در راه هم خواستی بروی میتوانی قضای نوافلت را به جای بیاوری، اگر میبینی فرصت نداری بصورت نشسته هم میتوانی انجام بدهی، همین طور نگاه میکنی و فرض کنید با یارو صحبت میکنی: آقا نیم کیلو پنیر بده و یک کاسه ماست بده! در عین حالت حمد و سوره را هم بخوانی! این که نیست آقا، این جوری نیست که، چه کسی گفته که یک همچنین نظرهای باید نسبت به استحباب بشود؟!

