اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۳

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (1) - 14-02-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۳

8
  • مثلاً مریض است و باید لباس بپوشد و لباس هم که مخیط است و این کسی که مریض است می‌تواند از میقات عبور کند تا به جحفه برسد یا به ادنی الحل برسد که جحفه را گفتیم، ادنی الحل را نگفتیم و ادنی الحل را بعد می‌گوییم «و فیها رخصة لمن کانت به علةُ فلا تجاوز المیقات الا من علّةٍ» کسی که سالم است نمی‌تواند بدون احرام از میقات رد شود و اگر رد شود باید دوباره برگردد، چطور این که در روایات خواندیم از میقات دوباره احرام ببندد فبناءً علی هذا هیچ وجهی به نظر نمی‌رسد که اهل آفاق دیگر که عبورشان از این مواقیت نباشد و یا از محاذی آنها عبور نکنند ناچار باشند از خصوص این اماکن محرم شوند و آن چه در صحیحه می‌گوید: «وقت رسول اللَه المواقیت لاهلها» آن پنج تا است و آن چه در صحیحه زراره از حضرت باقر علیه‌السلام که کلینی و شیخ آن را روایت نمودند که «ولیس لاحد این یحرم دونَ وقت الذی وقته رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم فانما مثل ذلک من صلی فی السفر اربعا و ترک الثنتین» کلمه «دون» در این جا به معنای غیر نیست بلکه به معنای قبل است و این روایت احرام قبل از میقات را منع می‌کند و درست هم است و شاهد بر این، تمثیل حضرت است به اتیان نماز رباعیه در سفر و ترک ثنائیه که شَخص با این که عبادت بیشتر می‌کند مع ذلک نتیجه نمی‌برد ـ از قبل از میقات احرام می‌بندد مسافت او بیشتری با احرام طی می‌کند ولی فایده ندارد چون بدون اذن شارع است ـ همین طور شخص محرم که قبل از میقات محرم می‌شود و می‌خواهد بیشتر از فیض درازای زمان رنج زمان از و مثوبات بیشتری بهره مند شود بهره‌ای نمی‌گیرد و در وسائل نیز این روایت را در باب عدم جواز الاحرام قبل المیقات عنوان کرده‌اند که مرحوم شیخ حر این را جزو این باب آورده است نه جزء «مواقیت الذی وقتها رسول اللَه» که برای غیر این مواقیت جایز نباشد و علاوه بر صحیح صفوان که توقیت مواقیت را لاهلها و من اَتی علیها من غیر اهلها می‌داند و نص در تقیید است، کافی برای تقیید مطلقی است که احیانا آورده شده باشد اگر در یک روایتی فرض کنید که گفتند «المواقیت لایجوز لاحد» و کلمه «لاَهلها» ندارد ما این مطلقات را حمل بر این مقیداتی می‌کنیم که خصوص اهل در این جا ذکر شده است.