جلسه ۱۰۳
6علی کل حال قضیه که مربوط به امام است آن در یک مسئلۀ دیگری است آن در یک وادی دیگری است ما مشاهده میکنیم و مشاهده کردیم که چه کارهای خودسرانهای انجام شد که تبعات آن هنوز که هنوز است ما را رها نکرده است بالاخره خودسرانه نمیشود کار کرد باید یک عقل منفصلی تدبیر و ادارۀ امور را انجام دهد و بقیه هم طبعا بایستی که مطیع باشند و آن عقل منفصل هم واقعا عقل منفصل باشد نه عقال منفصل! عقل باشد.
من دنبال این مطلب بودم راجع به همین بحث مواقیت و این را میخواستم که من در همان موقع دیده بودم در همان زمانی که نامهای مرحوم آقا به آقای مرحوم آقای گلپایگانی نوشته بودند و به دنبال آن یک صحبتی بود که بنده در آن مجلس بودم و مرحوم آقای گلپایگانی نپذیرفته بودند این بیان و استدلال ایشان را و ایشان بعد آمدند همان مطلبی را که در آن جلسه صحبت شده بود آن را نقد کردند و به صورت یک مقاله فقهی درآورده بودند و همان زمان به ما فرموده بودند که ما این را مطالعه کنیم که من به ایشان بعد از این که مطالعه کرده بودم گفته بودند که باید اطراف آن مطالعه و تحقیق شود. به نظرم رسید که این را بیاورم و برای رفقا این را بخوانم چون نمیدانم که دارند یا میتوانند تهیه کنند تا این که کیفیت استدلال ایشان بر این قضیه معلوم شود البته استدلال دیگری هم شده است استدلالهای دیگری شده بر مسئلۀ محاذات میقات.
همان طوری که عرض کردم اینجا بدون مبنا تمسک به اصل برائت و امثالها شده است که اصلا جای آن نیست، البته ایشان هم تمسک کرده اند ولی نه در اینجا بلکه در مورد دیگر تمسک کردند و از این نقطه نظر میتوانیم بگوییم که ایشان هم بعد از این که همه کتب فقهی را استیعاب کردند - و به نظر میرسد که از سایر کتب هم اطلاعی در این قسمت و در این زمینه دارند- و بعد از این تحقیق نظریۀ خودشان را دادند ببینیم که مطلب به کجا میرسد الان ما مطلب را عرض نمیکنیم تا این که خود طرز فهم فقاهتی رفقا ببینیم که مسئله را به کجا میرساند و آیا نسبت به این مسئله و این مطلب با توجه به مطالبی که قبلا عرض شد آیا موافقت دارند یا این که ندارند.

