جلسه ۱۰۳
3این افراد میزان حجیت مقام اثبات آنها که همان مقام ابراز باشد به میزان ثبوتی است که در آنها است اگر برای آنها به هیچ وجه من الوجوه این عالیترین رتبه است که ما میتوانیم تصور کنیم ـ عالیترین رتبۀ قابل فهم و الا از این بالاتر هم هست آن مقام ولایت است که اصلا شخص خودش را در مجرای یک اراده نمیبیند که حالا بحثش را نمیکنیم ولی پایین تر که در خور فهم عوام است این است که اگر یک فردی به هیچ وجه من الوجوه غلبۀ حق بر باطل برای او تفاوتی با غلبۀ باطل بر حق نداشت، یعنی هر دو پنجاه پنجاه بود چه باطل بر حق غلبه کند، چه حق بر باطل غلبه کند، آن مطیع امام است در هر دو صورت، این بالاترین نقطه است و کارش با ارزش میشود، یعنی بالاترین حد، البته از این بالاتر هم هست که عرض کردم و بحث میرود در مباحث وحدت در ولایت و اصلا خود را در میان ندیدن که اصلا به آنها کار نداریم.
چند نفر در اصحاب امیرالمؤمنین این گونه بودند؟ در اصحاب امیرالمؤمنین که رفتند برای صفین همه جور بودند. مالک اشتر بود، حبیب بن مظاهر بود، حجر بود، کمیل بود و فلان اینها همه جزو اصحاب بودند دیگر، اویس بود، اویس که آخر آمد و شهید شد، عمار و .. اینها همه بودند این که میگویم که حق و باطل از نقطه نظر اطاعت از امام چقدر فرق میکند یعنی اگر با امام باشد تا وقتی که احساس کند که یعنی دلش بخواهد امام غلبه کند میگوید این خوب است نیشش باز میشود که خوب شد دیدی؟ حالا حق است، دوست معاویه نیست! ولی امام را با غلبه بر معاویه میپسندد چرخ معرفت این لنگ میزند شما این را بالاترین نقطه تصور کنید بعد همین طور دیگر بیایید پایین آخرین رتبه آنجا است که اصلا در مقابل امام هم بایستد. آن بالا و این پایین این بالاترین رتبه و این هم پایین ترین که در مقابل امام بایستد مثل لشگر عمر سعد در لشگر عمرسعد هم افراد متفاوت بودند این طور نبودند که همه بخواهند واقعا دست به این کار بزنند به خاطر سیاهی لشگر آمده بودند که در تاریخ داریم، بعضی از اینها اصلا برای سیاهی لشگر آمده بودند و حاضر نبودند دستشان به خون آغشته گردد. آیا آنها با شمر و سران یکی بودند؟ تفاوت دارند و همه یک جور نیستند! همین سیاهی لشگر بودن سپاه کفر برای آنها جهنم میآورد ولی مراتب این جهیم و درکات آن متفاوت است.

