جلسه ۱۰۳
14استاد: چون که مواقیت مال اهلها است این که جزو اهلها نیست.
تلمیذ: خب ما ملحق میکنیم به این قاعده.
استاد: چرا ملحق میکنیم به این قاعده نمیخواهیم بکنیم.
تلمیذ: قاعده کلی است.
استاد: قاعده کلی نداریم کدام قاعده؟ قاعده کلی این است که این مواقیت وقتها رسول اللَه لاهلها این که از سودان میآید در جده از بحر احمر رد میکند کدام یک از این مواقیتی است که رسول اللَه وقتها اصلا سودانیها حجشان به درد نمیخورد اینها که حج انجام میدهند این مواقیت مال اهل عراق ذات نمیدانم عقیق است آن مال نمیدانم فیروزه است آن مال نمیدانم دُرّ است این یلملم است، اما برای افرادی که از اهل عراق نیستند یک قریه است اصلا نه جزو عراق حساب میشود نه جزو شامات حساب میشود حالا آن قریه بیچاره خودش را به کدام ملحق کند به اهل شام ملحق کند یا به اهل عراق ملحق کند هیچی میگویند به هیچ کدام، بلند شو برو تا ادنی الحل به ادنی الحل که رسیدی در آن جا آن هم از باب این که جایز نیست بدون احرام وارد شوی و الا تا خود مسجدالحرام با خرت میتوانستی بروی این حمار اسوداللون گفت این حطب مرتب بر حمار اسوداللون را هر رطل شرعی به چند درهم در معرض بیع و شراء درمیآوری؟ گفت حاج آقا اگر میخواهی قرآن بخوانی برو مسجد اگر میخواهی بخری هیزم همه پنج ریال است و من نفهمیدم تو چه میگویی میخواهی قرآن بخوانی یا میخواهی هیزم بخری؟ عبور با هواپیما هم در خطوط مخصوصی که از روی مدینه عبور میکند مثل فرض کنید که از شام از دمشق که میآید به سمت جده از بالای مدینه عبور میکند ما از بالای مدینه رد شدیم اتفاقا در همان موقع هم خلبان گفت که الان ما داریم از بالای مسجد شجره رد میشویم هر کسی احرام نبسته احرام ببندد در آن لحظه همه طیاره شروع کردند به لبیک اللَهم لبیک گفتن بله یک سنی بغل من بود و آن هم خواست احرام ببندد ولیکن تا آن جا با او آشنا شده بودیم مال شام بود مال سوریه بود ولی در آمریکا بود آمده بود آن جا و میخواست احرام ببندد بغل ما نشسته بود گفتم تو نمیخواهد ببندی تو برو جده همان جده که رسیدی آن جا برو جحفه از همان جا احرام ببند خلاصه از راه به درش کردیم! بعد آن کارهایی که باید بکند گفتم که این کار را بکن این کار را بکن. چون محاذات همانند استقبال قبله به واسطۀ زیادی بعد متصل میشود. من خیال میکنم که دیگر دلیل را در این صورت بیان کردیم و دیگر گفتن آن زیاد وجهی ندارد دلیل مرحوم آقا در این قضیه همان مطلب صحیحه عبداللَه بن سنان است که خودمان عرض کردیم و دیگر معنای دون المواقیت، البته مرحوم آقای گلپایگانی دون را به معنای غیر گرفتند لذا اصرار داشتند بر این که این مواقیت لکل زائر که یدخل فی الحرم و یزور مقارن او حاج مفرد او معمتر برای هر زائری این مسئله به اصطلاح هست ولی دون به مادون برمیگردد و مطلب از این نقطه نظر درست است و ما هم نظرمان بر این است که دون به معنای قبل است نه به معنای غیر از این نقطه نظر.

