جلسه ۱۰۳
4یعنی به هر میزان از نیت یک درجه و یک درکه وجود دارد به هر میزان از اخلاص درجه و مخالف آن، یک درکه وجود دارد در این مسئله شکی نیست.
بعضی نمیتوانند میگویند اصلا از ما نمیآید غیر از این نمیتوانیم یعنی ما باید این کار را انجام بدهیم مرحوم آقا به اینها میگفتند که من تا چه حد میتوانم به شما امر و نهی کنم ـ در آن جریانات بنده بودم ـ آیا اگر شما شخصی را که یقین داشتید که الان این صد درصد مخالف اسلام است و حیات و بقایش بر ضرر اسلام است و هیچ شکی در این مسئله نداشتید که باید این حذف بشود، من آمدم و گفتم که آقا به این کاری نداشته باشد آیا شما آمادگی دارید بپذیرید؟ گفتند نه! ایشان هم گفتند پس هذا فراق بینی و بینکم و دیگر از آن به بعد آنها رفتند در مرام خودشان لذا ترور حسنعلی منصور بدون این اذن بود و حتی خود آقای خمینی هم ترور منصور را همان موقع من شنیدم که خیلی موافق نبود، با این مسئله با ترور و این چیزها و صددرصد این ترور بر علیه اسلام تمام شد یعنی منصور رفت یک هویدایی آمد که پدر همه را درآورد یعنی اسلام و همه را کشیدند به توبره و چهها کردند! تمام بهاییها را آوردند بر سر کار و خود هویدا بهایی بود، آوردند بر سر کار و از ارتش و افسران عالی رتبه ارتش گرفته تا وزرا و دیگر کردند آن چه را که کردند.
در حالی که آن شخصی که خبیر است به مسائل، آن میداند که نباید انجام داد. در قضیه قتل عثمان چه کسانی رفتند عثمان را به قتل رساندند؟ یکی از آنها همین مالک اشتر بود از افرادی که رفتند یکی این بود؟ در حالتی که این که بود؟ بعداً فرماندۀ ارتش امیرالمؤمنین شد در حالی که امیرالمؤمنین آن موقع میگفتند نکنید این کار را و امیرالمؤمنین دوجور حرف نمیزند، ما نه! ما دو جور حرف میزنیم در خفاء میگوییم بکنید، بعد جلوی مردم میگوییم نه نمیشود، این صحیح نیست، این صلاح نیست، ای نابکار خودت از آن پشت حمایت میکنی نظارت میکنی و ... اینها کارهای ما است. امیرالمؤمنین که دو جور حرف ندارد اگر دو جور حرف داشته باشد که امام ما نیست، آن هم آدم حقه باز و سیاسی وکلک است، کلک چیست؟ کلک کلک است دیگر، شاخ و دم ندارد جلوی مردم یک چیزی بگویند، در باطن چیز دیگر بگویند جلوی مردم یک جور خبر بدهند در باطن یک جور دیگر علی هم میشود مثل آنها! این که ما امیرالمومینن را اسوه قرار دادیم چون ظاهر و باطن او یکی است ما میدانیم آن را که به ما میگوید همان را در باطن گفته به کسی دیگر. همان را گفته است فرقی نکرده است چون سر سوزنی ببینیم اختلاف دارد دیگر امام نیست، ممکن است حرف دیگری زده باشد ولی ارتباط نداشته باشد به این برنامه آن که در ارتباط با ما است همان را برداشته به دیگری میگوید حالا یا اشتباه یا درست کار نداریم ولی یکی است یک حرف است ما نمیگوییم معصوم باشیم، آن معصوم است ولی ما که میتوانیم یک حرف بزنیم.

