جلسه ۱۰۳
10تلمیذ: این مثلث قائم الزاویه، در روایات وجود دارد که ایشان اینگونه میگویند؟
استاد: نه روایت نیست و معنای لفظ محاذاة این را میگوید.
تلمیذ: اگر این نحو باشد آن وقت وتر بزرگ این مثلّث، قطر یک دایره میشود یک طرف آن میشود مکه و یک طرف آن چه میشود؟
استاد: عابر! خود عابر از وسط عبور میکند یک طرف این میقات و طرف دیگر آن میقات و وتر آن هم میشود خطی که از همان کعبه به سمت عابر عمود شده است.
تلمیذ: پس به اصطلاح، محاذاة میشود محیط یک دایره به مرکزیت کعبه!
استاد: بله دیگر همه آنها دایره است کل دور زمین که به..
تلمیذ: کل محدوده محاذاة را عرض میکنم!
استاد: چرا دایره باشد؟
تلمیذ: به دلیل قائم الزاویه بودن این مثلث فرضی.
استاد: نه! ببینید! الان یلملم هم یک طرف است یک طرف سمت چپ است فرض کنید که این قرن المنازل هم فرض کنید که سمت راست است وقتی سمت راست است شخصی که از وسط میاید عبور کند از دایره رد نمیشود از یک خط قوسی رد میشود که این خط قوسی یک گوشۀ آن میشود یلملم و یک گوشه میشود قرن المنازل خودش هم در وسط است حالا فرض کن یا در وسط است یا در کنار است ولی بالاخره چون به سمت مکه میرود پس این خط که از اول شروع میشود و به سمت مکه میرود، میشود «عمود» این که شد عمود میشود وتر دیگر حالا که این شد وتر دو گوش مثلث چه میشود هر دو طرف میقات میشود.
تلمیذ: به مرکزیت مکه دایره میشود؟
استاد: درست است اما نسبت به خودش. نسبت به خودش میشود مثلث اما به میقاتهای دیگر کار نداریم چون میقاتهای دیگر از نقطه نظر میزان فاصله با مکه مختلف است یک میقات دور است یک میقات نزدیک است اصلا در یک سوم دایرۀ کعبه میقات وجود ندارد.
الان فرض کنید که اگر این مکه است در این جا یک میقات است این هم در این جا یک میقات است، این میقات نزدیکتر است به مکه یا دورتر است، حالا اگر یک شخصی که میخواهد از این جا بیاید این فرض کنید مسیر دور است اول نقطهای را که به آن میرسد از محاذاة با میقات کدام است؟ پس معلوم شد حالا این را شما در نظر بگیرید این میشود یک وتر فرض کنید که به مثلث و یک گوشۀ وترش میشود میقات دورتر، یک گوشه میشود باز میقاتی که از این دورتر است و میرود به آن سمت دیگر میرسد این در صورتی است که هر دو تا میقات مثلا تقریبا در یک فاصله باشند حالا اگر فرض کنید که یک میقات نزدیکتر است یک میقات دورتر است و این شخصی که الان دارد حرکت میکند طرف راستش میقات است ولی طرف چپ او دیگر میقات نیست میقاتها همه نزدیکتر است به او، این در این جا یک گوشه ندارد در واقع این جا فقط میشود یک مثلث که این مثلث وتر آن دیگر عابر نیست وتر آن بین میقات است و بین عابر خود عابر میشود یک گوشۀ مثلث این همان نکته ای بود که گفتم در نظر داشته باشید که یک مسئله در این جا هست

