اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۳

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی ادله قائلین به جواز احرام از موازات میقات (1) - 14-02-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۰۳

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • یک وقتی مسئله به طور کلی دور می‌زند در دایره مخالفت با اهل بیت و در نقطه مقابل آنها قرار گرفتن، زیرا تفاوت دارد نقطۀ مقابل مثل معاند می‌ماند مثل خصم یک وقتی نه مسئله به نقطه مقابل نیست نقطه مخالف با رضا است مخالفت با رضا و مخالفت با اصل مسیر تفاوت می‌کند و در بعضی موارد مسئله به طور کلی به نیت شخص برمی‌گردد که این نیت، نیت عناد است کاری که ابوحنیفه کرد ـ تحریک مردم بر علیه منصور بود و بعد نامه‌ای را که برای افراد نوشته بود به دست منصور می‌رسد و به مقتضای همین نامه منصور دستور دستگیری او را می‌دهد ـ برای چه این کار را کرد؟ می‌خواست چکار کند؟ می‌خواست خودش بیاید و مسائل را به عهده بگیرد و بعد هم که به او گفتند تو که می‌نویسی چرا خودت نمی‌روی؟ اگر بیل زن خوبی هستی چرا باغچۀ خودت را بیل نمی‌زنی؟ گفت من وظیفه دارم که فقه را بگویم، احکام را بگویم، مردم را بفرستیم بکشند تکه تکه شوند در جبهه، خودمان بنشینیم فقه را بگوییم، این بهتر است، عالیتر است، این جور می‌فرمود! البته خیلی دیگرها می‌فرمایند و ابوحنیفه هم یکی از آنها بود. 

  • منصور فرستاد و ‌آوردند او را زندان کردند و در زندان مرد آیا این شهید است؟ ممکن است یک شخص هزار جهت داعویت خصمیت با یک شخص داشته باشد حالا چون خوارج دشمن معاویه هستند پس دوست علی باید باشند؟ نه، دشمن هر دو هستند، این مثلثی است که سه ضلع دارد، یک ضلع علی و یک ضلع معاویه و یک ضلع خوارج هستند. دلیل نیست بر این که هر سه ضلع مثلث بر صحت باشد یا هر سه ضلع بر خطا باشد بلکه دو ضلع بر خطا است و یک ضلع بر حق است که آن علی است. حالا ایشان هم با امام صادق دشمن بود هم با منصور یک وقتی از منصور تعریف می‌کرد و جزو نزدیکان او بود مثل همین که همه داریم می‌بینیم یک روز بر سر سفره می‌نشینند و فردا هم بخاطر دنیا به جان همدیگر می‌افتند و بقیه تار و مار و نابود می‌شوند. ایشان هم همین طور بود. آن کسی که دارد می‌آید و می‌گوید که دستش را قطع کنند بعد معلوم می‌شود که قضاوت اشتباه است وقتی می‌گویند چکار می‌کنی؟ می‌گوید بابا این حرفها را رها کن! حالا هر چه شده گفت بابا الان دارند دستش را قطع می‌کنند گفت راحتمان بگذار! حالا یک دست هم قطع کردند طوری نیست! آیا می‌توانیم بگوییم این یک آدمی‌است که کاری که انجام می‌دهد موافق با رضای امام صادق است؟ می‌توانیم یک این چنین آدم بی دین لامذهب کذا و کذا؟ نمی‌تواند این طور باشد، پس معلوم است مخالفت او هم با منصور کشککی است، غلو است، دواعی بوده است، ولی این را در کتاب، بعضی جزو مفاخر اسلام ذکر می‌کنند!! این همان دیدگاه مادی است که من می‌گویم ما فقط از نظر ظاهر نگاه می‌کنیم که مقام اثبات است در حالی که ارزش مقام اثبات به میزان مقام ثبوت آن است اگر ثبوت در این جا ثبوت ناخالصی باشد اثبات آن هم اثبات ناخالصی خواهد بود افراد هم در این زمینه متفاوت هستند معلی بن خنیس جزو افرادی بود که حضرت او را نهی کردند ولی معلی خودش را شاگرد امام صادق می‌دید نمی‌توانست صبر کند، تحمل نداشت خیلی سریع، بند را آب می‌داد و به خاطر همین سرش را به باد داد و حضرت که می‌گویند این کار را نکن صرف نظر از این که برای ما مشکلات ایجاد می‌کنی، خودت از بین می‌روی یعنی حضرت به معلی می‌گفت قضیه قضیۀ‌ خودت تنها نیست ما را هم به دردسر می‌اندازی ای کاش فقط خودت بودی می‌گویند این شاگرد تو دارد کشف سر می‌کند و اسرار را اذاغه می‌کند.