جلسه ۱۰۲
6بصیر این نیست که فقط آدم روزنامه بخواند و رادیو گوش بدهد بلکه باید بفهمد، نقشه ها را بفهمد و کلک ها را بفهمد و برنامها را بفهمد کاری انجام میدهند که انسان را وادار به یک عکس العملی بکنند میگویند آفرین حالا! رسیدیم به آن چه که خودمان سالیان سال هم نمیتوانستیم انجام بدهیم حالا شخص دارد با دست خودش دارد جلو جلو میرود. بابا بایست این قدر هم نمیخواستیم یک دهم آن کافی بود نه دهم اضافه به ما دادی خیلی ممنون هستیم! خلاصه اینها خیلی موذی هستند و به نظر حقیر تا کسی متصل به غیب نباشد از نقشۀ خنّاسان و وسوسۀ آن شیاطین نمیتواند در امان باشد (یوسوس فی صدور الناس) این عجیب است! میآید و در دلهای افراد وسوسه ایجاد میکنند در دلهای افراد وسوسه ایجاد میکنند؛ آنها را وادار به واکنش میکنند و این واکنش دقیقا مورد نظر اینها است! اینها میخواهند به همین نقطه برسند تا این که به مطلوب برسند خیلی برنامۀ عجیبی است این مسئلۀ هست که گفتم خدا را سجده شکر به جا بیاور که موفق شدی و خداوند به تو توفیق داد! این که الان آمد و تمایل تو را از این نقطه به نقطۀ دیگر بر گرداند که بود؟ که این تمایل را در تو عوض کرد؟ که بود که این میلت به تقصیر را تبدیل به میل به حلق کرد؟ این خدا بود، خدا آمد این کار را انجام داد و باید شکر کنی در حالی که بنده خودم اطلاع دارم در یکی از همین سفرها که مرحوم والد رضوان اللَه علیه مشرف شده بودند به حج، بعضی از اطرافیان خود ایشان عجیب است که جرأت امر کردن به اطرافیان نداشتند. بعضی از اطرافیان خود ایشان! عکسشان هست که همین قضیه برای آنها اتفاق افتاد و آنها حلق نکردند! و قطعا من میدانم و به ضرس قاطع اعلام میکنم ـ و هر کسی غیر از این هم بگوید، قطعا میدانم که باطل است چون من رأی ایشان را میدانم، مرام ایشان را میدانم، ـ که ایشان اجازه نسبت به این قضیه قطعا نداند گفتند خودتان میدانید اجازه نمیدهند یک وقتی شخص میآید که آقا نسبت به این قضیه چه کنیم؟ میگویند که حالا خودتان میدانید و امثال این عبارات: شما میتوانیدمیگویند آقا گفته است که میتوانید آقا گفته که اشکال ندارد! میتوانید! با این «آقا گفته» دیگر هر کاری میکنند یک وقتی بزرگان میگویند که «آقا ما نمیدانیم، اختیار با شما است» خب اگر آقا نظرش خلاف بود میگفت پس معلوم است این هم اجازه است خلاصه قرار است یک جوری به آقای بیچاره بچسبانیم دیگر! بالاخره چاره نداریم! به یک طریقی بچسبانیم.

