اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۰۲

0
فقه

احرام از محاذات میقات - تعارض روایات در باب احرام از میقات (2) - 13-02-1432

جلسه ۱۰۲

12
  • خلاصه مسئله به این کیفیت است که در نذر، خود آن منذور ممکن است به واسطۀ ‌نذر مشروعیت و رجحان پیدا کرده باشد. این ایرادی که در این جا توسط بعضی فقها بر این مسئله وارد شده است ـ هر چند ما می‌خواستیم راجع به محاذات میقات صحبت کنیم ولی افتادیم در این قضیه نذر و این مطالب ـ این مطلب مورد خدشه است به جهت این که در این که نذر باید به امر حرام تعلق نگیرد یا به امر مکروه در این شکی نیست ولی صحبت در این است، جایی که شارع خودش تصریح دارد بر انعقاد نذر از «دویرة اهلها» دیگر از بحث خارج است، از مسئله خارج است از قضیه خارج است زیرا خود شارع به واسطۀ‌ اجازه این را تخصیصا از مسئله خارج کرده یا تخصصا خارج کرده است.

  • تخصصا خارج کرده است به جهت این که در تخصّص وجود خود ملاک ـ که باعث برای انبعاث داعویت است ـ خود ملاک وجود عینی دارد و وجود خارجی دارد ولی در مسئله تخصیص ملاک برای خروج غیر از ملاک برای دخول موضوع در حکم است و اشتمال حکم. وقتی که مولا می‌گوید «اکرم العلماء» در این امر مولا، زید هم داخل درحیطۀ‌ «علما» است ولکن به خاطر جهت دیگری که حیثیت تقوا باشد می‌گوید «اِلاّ زیدا» زید آن ملاک برای اشتمال تکلیف را دارد ولی در این جا به واسطه‌ حیثیت دیگری از تحت اشتمال و صدق این عنوان خارج است. این دو بحث است. ولکن در مسئلۀ تخصص خود آن ملاک در اینجا منتفی است یک وقتی می‌گوید «اکرم العلماء‌ الا زیدا» یعنی این زیدعلم ندارد نه این که علم دارد و تقوی ندارد این که خیال می‌کنی قلابی و دروغین است. دکور علم را درمی‌آورد و سر را مانند علماء تکان می‌دهد ودر ظاهر تقلید می‌کند حالا شما خیال می‌کنی عالم است.

  • می‌گویند یکی از آقایان که فوت کرده و به رحمت خدا رفته است ـ مرحوم آقا سیدابوالحسن اصفهانی ـ که ایشان خیلی جثۀ ضعیفی داشت رفته بود در مجلسی دیده بود یکی از آقایان در آن مجلس است و خلاصه از نظر عمامه بگویی دو برابر عمامه این است چون خود عمامه مرحوم آقا سیدابوالحسن کوچک نبود، طرف از نظر هیکل و خصوصیات و اشتمال بر ظواهر، خیلی جذاب و ایشان نشسته بود و با خود می‌گفت ای داد بیداد ما دیگر حرف نمی‌توانیم بزنیم. خودش را جمع و جور کرد تا این که یک سوالی پیش آمد و آن فرد لب به سخن گشود. یکدفعه گفت آخ راحت شدم دید ای بابا آن شخص حمال است برداشته عمامه سرش گذاشته و عبای خاشیه پوشیده و به زیّ اهل علم و اهل فضل خودش را درآورده. گفت آخ راحت شدم. راحت شدن را از ته دل و عمق باطن گفت. - راحت شدن ندارد بابا، بنشین، حالا مگر قرار است هر جا که بروی به تو احترام بگذارند؟ این هم یک مسئله‌ای است. مگر قرار است که هر جا بروی تو را بالای مجلس بنشانند یکدفعه هم برود پایین بنشیند مگر قرار است هر جا برود از او سوال کنند؟ حالا از یکی دیگر سوال کنند این چه رسم و قراری است؟ حالا هر کسی که می‌خواهد باشد شام و نهارت را بخور و برو به مستحبات برس- این مسئله یکدفعه به نحو «اکرم العلماء‌ الا زیدا» است این زید اصلا عالم قلابی است این خروجش در اینجا خروج تخصصی است گرچه ملاک برای اخراج در این جا ذکر نشده است ولی در این جا می‌گوید «هو لیس بعالم» در این جا جنبه تخصص پیدا می‌کند. یک وقتی خود ملاک در این جا وجود دارد در این جا دیگر ورودش هم می‌شود ورود تخصص.